وبلاگ نوشته‌های sparrow

  • نیرنگ های کوچک برای بچه‌ های کوچک

    فکرش را بکنید بعد از سالها بفهمید دوقلوهای افسانه ای، اصلا خواهر و برادر نبوده اند! آن دوتا مجسمه ی سنگی هم دایی و پدرشان نبوده اند، بلکه...
  • چیزهایی که نمی نویسم (2)

    تو سبز ترین سبزه ی عید هر سالی! خودت که میدانی چرا.
  • پشت هر عکس پروفایلی، یک زندگی هست

    به نظر شما، آدمی که توی یک گروه مجازی راه می افتد، عکس پروفایل این و آن را جمع میکند و بینشان بهترین و بدترین انتخاب میکند و میگذارد توی گروه،...
  • پشت هر عکس پروفایلی، یک زندگی هست

    به نظر شما، آدمی که توی یک گروه مجازی راه می افتد، عکس پروفایل این و آن را جمع میکند و بینشان بهترین و بدترین انتخاب میکند و میگذارد توی گروه،...
  • کاربرد های جدید اسکناس

    نشسته بودم توی اتوبوس و حرص میخوردم و دعا میکردم به راه راست هدایت شوم. خانمی که روبرویم نشسته بود هم با خیال راحت، کار خودش را میکرد. یک اسکناس...
  • ایستاده با مشت

    درون من، یکی هست که دلش میخواهد حقش را تا ذره ی آخر بگیرد. درون من یکی هست که وقتی به او ظلم میشود، سکوت نمیکند. وقتی توی خیابان از کسی تنه...
  • به من محبت کن...

    یادش بخیر، دبیر فیزیکمان خانم ریز نقش و آرامی بود. درسش را میفهمیدیم، نمره هایمان درخشان بود. گاهی هم شیطنت میکردیم ولی خانم معلم هیچوقت سرمان داد...
  • چیزهایی که نمی نویسم (1)

    یکی از آن چیزهایی که نمی نویسم، خاطره ی روزی است که بدون چتر، زیر باران راه میرفتیم و هات چاکلت هم نخورده، توی دستهای یخ زده مان لب پر میزد...
  • آموزش به سبک مدارس دخترانه

    صحنه ی اول: یک مدرسه در حال آتش زدن عروسک باربی! امری بسیار حیاتی و ضروری، که اصلا هم شبیه ویران کردن شهرها و تندیس های باستانی نیست...
  • 1:58

    تاریخ در لحظه ی مرگ یک گنجشک، رقم میخورد...
  • طفلک آن قاصدک

    کوله بار آرزوهای ما خیلی سنگین بود دختر! یک موقع یادت می آورم آن روز را که باد می آمد... تو قاصدک را توی مشتم دیدی، کلی ذوق کردی و...
  • یک اتفاق خوب می افتد!

    مینویسم، پاک میکنم! کلش اف کلنز بازی میکنم و کتاب چهل صفحه ای را سه روزست که نمیتوانم تمام کنم، تازه تا صفحه ی شانزدهش فهرست است و مقدمه!!! اما...
  • PWP

    از یک جایی به بعد، ترسهایت شروع میکنند به ریختن... یکی یکی، چندتا چندتا... شبیه تکه ای چوب میشوی که روی آب شناور است، دست و پا نمیرند، اعتراض...
  • وقتی یکی میمیرد...

    دلم میخواست یک بار بروم سراغشان، بگویم سلام، من awacs هستم و ببینم عکس العملشان چیست. شاید بروبر نگاهم کنند و فکر کنند دیوانه ام،...
  • نابغه بوده ام و نمیدانستم!

    گفتم: نمیدانم چرا هیچ چیزم شبیه نابغه ها نیست، به جز خواب دیدنم! گفت: چطور؟ گفتم: شنیده ام نوابغ خواب های عجیب و غریب میبینند! گفت: از خواب من...
  • به ما آموخته اند که عشق، پاداشیست برای احمق ها!

    دکتر... : ﺯﻧﺎﻥ ، ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ : - ﻣﻘﺎﻭﻡ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؛ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯿﮑﻪ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﯾﻦ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺭﺍ ﺩﻭﺍﻡ ﻧﻤﯽ ﺁﻭﺭﻧﺪ. - ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﺯﻭﺩ ﺑﺎﻭﺭ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؛ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ...
  • کلیپ نمی بینیم.

    ای کاش کمپینی هم بود، برای جلوگیری از نشر و بازنشر کلیپ ها و تصاویر خصوصی مردم!
  • آیا این اعتراف به جنونست؟

    اسمت را که توی وبلاگم نمینویسم، عکست که بک گراند موبایلم نیست، سالی یک بار؟ نه، دو سالی یک بار هم نمیبینمت! خوب یکی به من بگوید دقیقا چه غلطی دارم...