این عکس که در شبکه های غرب دست به دست شده، اخیراً بدست من هم با ایمیل رسید. یک خانواده ی توریست آلمانی در ایران، که با تابلوی تبلیغاتیِ عمومی عکس یادگاری گرفتند. محتوای تابلو هم که هم به فارسی مشخصه و هم به انگلیسی.

617436.png


برنامه ی ازدیاد جمعیت معمولاً زمانی از طرف دولتها برای ملتهاشون توصیه میشه که بخاطر پایین اومدن نرخ رشد جمعیت، رشد اقتصادی کشور درحال تهدید شدن باشه. این تهدید اقتصادی الزاماً برای تاریخ فعلی هم نیست. کنش های آماریِ جمعیت در یک کشور، میتونه حتی سی سال دیگه موجب یک واکنش اقتصادی بشه.

دولت ها با توجه به پتانسیل اقتصادیِ کشور خودشون، برنامه های دراز مدتِ جمعیتیِ کشور رو طراحی میکنند و این در هر کشوری با کشور دیگه فرق میکنه. مثلاً کشوری مثل امارات، با توجه به شرایط خودشون میان در مورد رشد سالانه ی جمعیت تصمیم گیری میکنند و طرح هایی اجرا میکنند، که ممکنه منجر بشه به تبلیغات برای رشد جمعیت بیش از دو فرزند در خانواده ها، و یا برعکس. این دیگه به شرایط انفرای کشورها مربوط میشه و معمولاً با پتانسیل های اقتصادی کشور در ارتباطه. با فاکتورهایی مثل ضریب وسعت کشور به آمار جمعیت کلّ، در صد بافت طبیعیِ قابل سکونت، درصد زمین های مستعد کشاورزی، منابع طبیعی (معدنی، دریایی)، پتانسل های تولیدی/صنعتی، نرخ بارش های سالانه، نرخ بهداشت و مرگ و میر، آمار مهاجرت ها (چه داخلی چه خارجی) و بالاخره فرهنگ "کار" در میان جمعیت کل کشور.

تحلیل و بررسی این فاکتورهای ملی، معمولاً یک نرخ رشد جمعیتیِ بین 0.20 تا 0.90 رو در بین کشورها تعیین میکنه. یعنی این محدوده ی رشد کمّی، یک ضریب بی خطر از نظر اقتصادی هست که یک ثباتِ تقریبیِ جمعیتی/اقتصادی به کشور میده و بلحاظ اقتصادی دچار بحران نمیشه و اقتصاد کشور هم میتونه کم کم رو به رشد بیشتر هم بره.

کشورهاییکه در اونها برای رشد جمعیت بیش از 2 فرزند در خانواده ها تبلیغ میشه، دو گروه هستند: گروه اول اونهایی هستن که آمار کل جمعیت کشور رو میخوان برسونن به یک نقطه ی تعیین شده، بعد با پیشگیری و تبلیغ برعکس، بالانس جمعیتی رو شروع کنند. گروه دوم هم کشورهایی هستند که نرخ موالید سالانه ی جمعیت اونها رشد منفی داشته (زیر نرخ عدد 0) که در این حالت بخاطرِ امکان پیش آمدنِ وضعیتِ "پیر جمعیتی"، آینده ی اقتصاد کشور رو به تهدید خواهد رفت (یعنی طی سالهای پیش رو، درصد جمعیت پیر کشور که پتانسیل کاری محسوب نمیشن، بیشتر میشه).

با توجه به این واقعیت ها، معلوم نیست هدف و انگیزه ی چنین تبلیغاتی برای رشد نرخ موالید در خانواده های ایرانی چی میتونه باشه. با توجه به پتانسیل های اقتصادی در ایران (مخصوصاً شرایط تحریم) و همینطور آمار فقر و بیکاری، به نظر نمیرسه که ایران از گروه اول محسوب بشه که یک نقطه بالانس تعیین شده با جمعیت بالا نیاز داشته باشه. از این طرف هم نمیتونه از گروه دوم محسوب بشه، چون نرخ رشد جمعیتی طی سالهای اخیر در ایران زیر عدد 0 که نبوده، و بالای 1.10 بوده. و این یعنی تازه هر سال بطور میانگین 1،000،000 نفر داره به جمعیت ایران اضافه میشه! آیا درآمد سرانه ی کشور هم جوابگوی "مثبتِ یک میلیون نفر" در سال بوده و تعادل برقرار شده؟

آمار نرخ رشد جمعیت ایران رو در جدول زیر میتونید ببینید. ستون سمت چپ سال ها رو نشون میده. در ستون وسط جمعیت کل ایران در سال مورد نظر، و در ستون سمت راست نرخ رشد سالانه ی جمعیت رو میبینید:

Opera Snapshot_2021-09-26_094821_www.macrotrends.net.png



تصویر زیر هم نرخ رشد جمعیت ایران رو با منحنی در تایم لاین نشون میده:

Opera Snapshot_2021-09-26_095509_www.worldometers.info.png


همونطور که در هر دو تصویر دیده میشه، پیکِ زاد و ولد سالانه ی 60 سال اخیر در ایران، دهه ی منحوس 60 شمسی اتفاق افتاده، که با توجه به شرایط و جوّ زدگی های تاریخی در اون دوره دور از انتظار نیست. ولی نسلی که در همون دهه بدنیا اومدند، الآن همون ها خانواده هایی هستند با والدین 30~40 ساله، که بیشترین آمار موالید کنونی مربوط به اونهاست. با این حال با توجه به منحنیِ آماری تصویر بالا، طی 10~20 سال اخیر رشد نرخ آنچنان بالایی دیده نمیشه. و این نشان دهنده ی بالا رفتن آگاهی عمومیِ همون نسل هست. خانواده هاییکه با درک شخصیِ خودشون کنترل جمعیت رو در دست گرفتند. هرچند که هنوز هم کافی نیست و جا داره که اون منحنی باز هم پایین تر بیاد. چون به هرحال اضافه شدن یک ملیون انسان در هر سال بدون پشتوانه ی اقتصادی، ضربه ی کمی نیست.

اینها اطلاعاتی نیست که فقط من و شما میدونیم. اینترنت در دسترس همه ی آدمهای دنیا هست، از جمله همون توریست های آلمانی، که بعنوان یک تبلیغ شاخدار و بی منطق با تابلو عکس یادگاری میگیرند. و جالب تر اینکه با وجود همون تابلو در داخل شهرها، عمداً اومده در بیابان بیرون از شهر عکس گرفته که تضاد بین سرسبزیِ داخل اون تابلو و زمین واقعی دیده بشه! (طراح اومده معادل انگلیسیِ شعار تابلو رو هم نوشته، انگار خانواده های غیر ایرانی هم مخاطب سیاست های جمعیتی ایران هستند! :laugh:)

من زمانی که در ایران بودم، به رغم اینکه تنها زندگی میکردم و فقط مسئولیت مالیِ خودم رو داشتم و کار و حقوق خوبی هم داشتم، مشکل بزرگی بنام "مسکن" رو خوب حس کرده بودم. الآن با توجه به نرخ ارز که چندین برابر اون موقع شده، بیکاری که آمارش بالاتر رفته، و خانواده هاییکه حتی در مشکل پوشاک بچه هاشون کم آوردند، مشکل مسکن واقعاً چطور داره حل میشه، من واقعاً موندم. من احتمال میدم ایده ی تبلیغِ "با یک گل بهار نمیشه"، از طرف کسانی باشه که با پایین اومدن آمار جمعیت، منافع اقتصادی اونها به خطر می افته. مثل مسکن دارانِ کلان که با اجاره و رهن زندگی و حتی تجارت میکنند. نمیدونم، به هرحال پیدا کنید پرتقال فروش را! و یا رابطه ی "گُل" با "بهار" را!

اصلاً جُدای از تمام این محاسبات آماری، یک باور عامیانه میگه "هرچیزی که تعدادش زیاد بشه، ارزشش میاد پایین". با توجه به تابلوی "با یک گل بهار نمیشه"، ارزش کودک طی چند سال آینده در جامعه ی ایران یه چیزی مثل کودکان بنگلادش میشه که خیلی راحت بشه مثل توپ فوتبال باهاش برخورد کرد (ارجاع به این لینک).

نکته ی جالب (و در عین حال چرکین) که در طرح گرافیکیِ اون تابلو دیده میشه، غیبت "مادر" خانواده است! اینو اینجا یکی از دوستهام بهش اشاره کرد، من توجّه نکرده بودم. پرسید "چرا این بچه ها مادر ندارن؟" گفتم دو دلیل ممکنه داشته باشه. اولی اینکه دوچرخه سواری برای زنها ممنوعیت قانونی داشته باشه در ایران. دومی اینکه در فرهنگ ایرانی جای زن کماکان در آشپزخونه است، نه جای دیگه. احتمالاً مادر اون خانواده ی جلویی الآن داره ضمن اینکه نوزاد ششم رو شیر میده، در آشپزخونه مشغول غذا پختن هم هست، با یه دستِ دیگه لباس بچه ها رو هم میندازه تو ماشین و با پاهاش هم داره شیشه ی پنجره ها رو تمیز میکنه.

اطلاعات کلی

نویسنده
Farhood
نمایش‌ها
96
آخرین بروزرسانی

نوشته‌های بیشتر در وبلاگ نوشته های زندگی روزمره

نوشته‌های بیشتر از Farhood

اشتراک‌گذاری این مطلب