روانشناسی غیر اینستاگرامی

ما باید وقتی را که صرف میکنیم تا دیگران دوستمان بدارند، صرف دوست داشتن خودمان میکردیم.

نمیخواهم مثل روانشناس های اینستاگرامی بگویم (با این روش، در های حکمت و رحمت به رویتان باز میشود و پول از پارویتان بالا می رود و جهان به رویتان میخندد...)
فقط ای کاش کائنات و انرژی و جاذبه و... را به حال خودشان میگذاشتیم.

چه اشکالی دارد منفور ترین آدم، بین دوست و آشنا باشیم، به خاطر اینکه دعوت عروسی و جشن تولدشان را در بحبوحه همه گیری ویروسی که کشنده است، رد کرده ایم.
اصلا چه میشود اگر (امر خیر ازدواج!) را کمی به تاخیر بیندازیم؟
چه اشکالی دارد به حریم خصوصی خود و دیگران احترام بگذاریم و بی اطلاع قبلی، به دیدن همدیگر نرویم؟
چه میشود اگر ملاحظات سنتی و اجتماعی این جامعه ی نه چندان دوست داشتنی را نادیده بگیریم و عوضش خودمان را دوست بداریم؟

اطلاعات کلی

نویسنده
sparrow
نمایش‌ها
86
نظرها
8
آخرین بروزرسانی

نوشته‌های بیشتر در وبلاگ نوشته های عمومی

  • به اندازه ی آزادی
    ورزشگاه یکصدهزار نفری آزادی، همیشه برای من واحد اندازه گیری آدم بوده...
  • خاتی!
    اگه "خانه" رو با "کشتی" ترکیب کنیم، میشه «خاتی». یعنی این: توضیحات...

نوشته‌های بیشتر از sparrow

  • ماه
    در یک طرف دنیا، مردمانی زندگی میکنند که از سطح ماه نمونه برداری کرده...
  • مراحل بیکار شدن
    (ترتیب این مراحل بستگی به دلیل بیکاری دارد و ممکنست در آینده ویرایش...
  • پَرخوردگی
    احساس پرخوردگی چیست؟ حسی است که هنگام معاشرت با بعضی پرنده ها (مثلا...
  • باران که می بارد
    سالهای سالست...باران که می بارد، گزارشگرها میکروفون ها را برمیدارند و...
  • برای یک سریال خوب
    نوشتن این پست، یک جور ادای دین است به یک سریال خوب. یک جور قدردانی است...

اشتراک‌گذاری این مطلب