انجیر؟!

گفتم فکر نمیکردم بعد از سی سالگی باز هم توی خیابان متلک بشنوم.
گفت کجای کاری؟ مورد داشتیم به پیرزن گفته اند اگر همراهمان بیایی برایت انجیر میخریم!

اطلاعات کلی

نویسنده
sparrow
نمایش‌ها
506
نظرها
1
آخرین بروزرسانی

نوشته‌های بیشتر در عمومی

نوشته‌های بیشتر از sparrow

  • مراحل بیکار شدن
    (ترتیب این مراحل بستگی به دلیل بیکاری دارد و ممکنست در آینده ویرایش...
  • پَرخوردگی
    احساس پرخوردگی چیست؟ حسی است که هنگام معاشرت با بعضی پرنده ها (مثلا...
  • برای یک سریال خوب
    نوشتن این پست، یک جور ادای دین است به یک سریال خوب. یک جور قدردانی است...
  • آن مَردِ سخت
    آن خانه سرانجام از هم پاشید. آن مرد بلند قامت را... آن مرد را که خانه...
  • زنده با امید
    ما آدمهای جنگیم؛ زاده شده در روزهای تاریک. بی آنکه افتخاری نصیبمان شود،...

اشتراک‌گذاری این مطلب