آخرین ارسال‌ها

انجیر؟!

گفتم فکر نمیکردم بعد از سی سالگی باز هم توی خیابان متلک بشنوم.
گفت کجای کاری؟ مورد داشتیم به پیرزن گفته اند اگر همراهمان بیایی برایت انجیر میخریم!

اطلاعات کلی

نویسنده
sparrow
نمایش‌ها
343
نظرها
1
آخرین بروزرسانی

نوشته‌های بیشتر از sparrow

  • چیزهایی که نمی نویسم (5 )
    خیزران بود! نوعی از بامبوها.
  • پارسال
    پارسال او را دیدم. او را دیدم که شبیه من بود و فهمیدم شش ماهست تنهای...
  • باید این را بپرسم
    به نظر شما آقایی که هنگام استفاده از دستگاه عابربانک، به شما یادآوری...
  • ماشین زمان
    ناگهان با یک کلمه سوار ماشین زمان میشوی که تو را پرت میکند به گذشته. ده...
  • الی
    آن وقت ها موبایل و گروه تلگرامی نبود. هر خانه یک خط تلفن داشت که معمولا...

اشتراک‌گذاری این مطلب

بالا