1. رد اعلامیه
  2. بخش مرکز دانلود افتتاح شد، توضیحات بیشتر را در این لینک بخوانید.
    رد اعلامیه
  3. بخش مقالات افتتاح شد، توضیحات بیشتر را در این لینک بخوانید.
    رد اعلامیه

چهار رهیافت رایج در آموزش پیانو - بخش اول

توسط sparrow, ‏26/10/17 | |
امتیاز کاربران:
5/5,
  1. sparrow
    piano.png

    موسیقی زبانی جهانیست، لذتی خدادادیست برای تمام انسانها - اما در حال حاضر، بحث ما به چالش های یادگیری "زبان" موسیقی که خودمان ساخته ایم، مربوط میشود. بیایید به پیش برویم.

    به طور سنتی آموزش موسیقی برای اکثریت با پیانو آغاز می شود که سازیست نسبتا ساده برای آموزش مبتدیان. هنرجو می تواند به یادگیری حرفه ای پیانو بپردازد و یا ساز دیگری مانند گیتار، فلوت، و... را ادامه دهد به شرط آنکه پایه ای قوی در پیانو داشته باشد.
    بیایید به چهار رهیافت رایج یادگیری پیانو برای یک هنرجوی مبتدی مشتاق، نگاهی بیندازیم.

    1. دروس سنتی
    البته، زمانی که خود یا کودکمان بخواهیم پیانو یاد بگیریم، اولین فکری که به ذهنمان میرسد اینست: "هی! برویم یک معلم پیانو بگیریم." در هنگام ارزیابی یک معلم بالقوه، پرسش های فراوانی به وجود می آیند مثل: (ما این خانم را انتخاب میکنیم چون اکثریت معلمان پیانو خانم ها هستند، با این حال مردان هم می توانند آموزش دهند و این کار را میکنند). فارغ از جنسیت، سوالات دیگری نیز مطرح می شوند.
    "چطور بدانم او در حرفه اش مهارت دارد؟"
    "او ممکن است نوازنده ی خوبی باشد، اما آیا می تواند به همان خوبی آموزش دهد؟" .. یا ...
    "آیا فرزندانم اصلا او را دوست خواهند داشت؟"

    می بینید همانقدر که تعداد معلمان پیانو زیادست، به همان اندازه هم شیوه های آموزشی وجود دارد و پیدا کردن سبک مناسب برای شما و / یا فرزندان شما بی شباهت به پیدا کردن همسر مناسب نیست. ممکنست یکی از دوستان شما، معلمی را توصیه کند که کاملا برای خودش مناسب است، اما لزوما با فرزندان شما جور نمیشود. به عنوان مثال، معلمی ممکنست پیش از رفتن به آهنگ بعد، بر تکمیل آهنگ قبلی اصرار داشته باشد و ماه ها وقت صرف آن کند، در حالی که کودک شما با این روش تدریس خسته می شود. یا ممکن است او در طیف مخالف قرار بگیرد، یعنی وقت کمتری نسبت به آنچه که فرزند شما برای یادگیری مطالب پایه ای نیاز دارد، صرف کند.

    ممکن است مجبور شوید چندین معلم مختلف را امتحان کنید تا بتوانید یکی را انتخاب کنید که برای شما مناسبست. (شاید بهترست آن را "روش Goldilocks" بنامیم). این مشکلیست که شبیه مشکلات سیستم آموزش سنتی است یعنی - رویکرد "یک معلم برای همه". حتی اگر آن معلم خاص را پیدا کنید، تنظیم برنامه ی او با پدر و مادر ممکنست به چیزی مثل تردستی نیاز داشته باشد، مخصوصا اگر بخواهند تا آنجا رانندگی کنند.
    متأسفانه بسیاری از ما این معلم ایده آل را نداشتیم، یا اگر معلم ما به اندازه کافی هم خوب و صبور بود، ممکن بود به روشهای قرون وسطی برای آموزش موسیقی، چسبیده باشد. اغلب ما با یک تصویر ذهنی تقریبا کاریکاتوری از معلم پیانو بزرگ شده ایم که: ما او را خانم ویلیامز سالخورده مینامیم. خانمی که یک بار در هفته به خانه می آید؛ یا شاید فرزندانتان به مدت نیم ساعت در هفته به "استودیو" ی خانگی او که در پایین خیابانست، بروند. ممکن است در دوران کودکی داستان های ترسناکی هم شنیده یا تجربه کرده باشیم: مثلا معلم علائم موسیقی را توضیح میدهد و کودکان شما سعی در خواندن آن دارند. او، خوب یا بد؛ آنها را تصحیح می کند، و سپس به فرزندان شما می گوید که تمرین می کنند، البته نمیگوید فرزندانتان چگونه بدانند که درست تمرین می کنند یا نه، او می گوید فقط تمرین کنند، و آنها تمرین میکنند زیرا شما وادارشان میکنید ... ( و البته فراموش میکنند).

    هفته بعد او از آنچه بچه ها با تمرین نادرست به ذهن سپرده اند سوال میکند و نتیجه ای نمیگیرد. این روش می تواند گیج کننده، بی نتیجه و خسته کننده باشد؛ و البته می دانیم که این اصلا آن چیزی نیست که ما واقعا می خواستیم. اما همانطور که در مثال قبل مشهودست، همه ی تقصیرات هم به گردن خانم ویلیامز نیست. او هم به همین شیوه موسیقی را آموخته اما عشق او یا والدینش به موسیقی، بر گیجی و کسالت غلبه کرده است. بنابراین، او "سنت" را دنبال می کند، به رنج هایی که متحمل شده افتخار می کند و اکنون می خواهد آن را با فرزندان شما به اشتراک بگذارد. برخی اظهار می کنند "این روش، شخصیت را می سازد!" با این حال بسیاری از کودکان به محض این که فرصتی بیایند، موسیقی را کنار میگذارند، چون برایشان تنها تکرار و یادگیری بی اثر یک سری کد های گیج کننده است و هیچ لذتی در آن نمیبینند.

    آنچه که گفتیم قطعا کلیشه ایست، اما همه ی ما، با بخشی یا تمام آن آشنا هستیم. آنچه که مشخص است، اینست که در دیدگاه کلاسیک، حق تقدم با تئوری است، سپس خواندن و سپس نواختن؛ که حتی آموزگاران پرطرفدار، دوست داشتنی و درخشان هم، نمی توانند به آسانی بر دشواری های آن غلبه کنند. با این حال نمی توان انکار کرد که پیدا کردن "درست" معلم پیانو می تواند زندگی را تغییر دهد و الهام بخش عشقی طولانی مدت به موسیقی باشد و حتی باعث میشود که مردم بر "سیم خاردار" آموزش موسیقی به روش سنتی، غلبه کنند بدون اینکه به دام مشکلات بیفتند یا تسلیم شوند. یک معلم عالی میتواند به مردم کمک کند که حتی گیج کننده ترین چشم انداز ها را برطرف کنند و یا الهام بخش آنها باشد تا تسلیم نشوند. هنگامی که از منظر سنتی آموزش موسیقی استفاده میشود، شاگردان نیاز به الهام بخشی دارند تا آنها را از سالهای دشوار ابتدای مسیر، عبور دهد.

    نتیجه گیری رهیافت آموزش سنتی

    مزایا: تعامل با انسان، مدل سازی موسیقی، می توان شکاف بین نت خوانی و نواختن واقعی را پر کرد.

    دشواری ها (معایب): دشواری پیدا کردن یک معلم واجد شرایط و مثبت، تمایل به تمرکز صرف بر نت خوانی، هزینه بالا به ویژه برای بیش از یک کودک، تمرین خارج از کنترل معلم، در واقع می تواند به خاطر تجربیات بد، علاقه ی کودک به موسیقی را از بین ببرد. می تواند گران و ناخوشایند باشد، به خصوص در خانواده هایی با چند بچه. تمرین چالشی واقعی است، و بچه ها می توانند زمان و هزینه ای که صرف درس کرده اند را بدون تمرین و یا بدتر از آن، با تمرین اشتباه، به هدر دهند.

    با تشکر از @Farhood گرامی بابت ویرایش.

    منبع:
    Four common approaches to learning piano » Piano Wizard Academy

    اشتراک گذاری این مقاله

    Farhood, Mehdi Ghadami, pe32_64 و 2 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.

دیدگاه

برای درج دیدگاه، ثبت نام کنید و یا اگر عضو هستید، وارد شوید!