2084262875_7b9bfa43ae_z.jpg

ونجلیس (Vangelis) یا به یونانی وانگلوس پاپاتاناسیو متولد و بزرگ شده ی یونان، آهنگساز الکترونیک/سینتی سایزری است که از جهاتی با سایر آهنگسازانِ مؤلف تفاوتهای خاص دارد. شاید قطعه ی تایتل فیلمِ "ارابه های آتش" (1981) Chariots of Fire و یا "تسخیر بهشت" (1992) Conquest of Paradise که از مردمی ترین قطعات ونجلیس به شمار میروند را شنیده باشید. این آهنگساز در ایران با Conquest of Paradise شناخته شد و بخاطر نزدیکی مُد اسپَنیش به مُدهای خاورمیانه ای که ونجلیس از آن استفاده کرده بود، در ایران مورد توجه زیادی قرار گرفت. ولی سابقه ی ونجلیس و دوران خلاقه تر او به میانه ی دهه 70 میلادی برمیگردد.

این آهنگساز که در اصل آلبومهای بیکلام الکترونیک/سینتی سایزری تولید میکند، آهنگسازیِ چند فیلم را هم در سابقه ی خود دارد. فیلمهایی مانند Blade Runner ،Alexander ،Conquest of Paradise و Chariots of Fire که این آخری در سال 1981 برایش جایزه ی اکادمی اسکار بهترین موسیقی فیلم را هم به ارمغان آورد.

سبک کار این آهنگساز دقیقاً منطبق با تعریف اکادمیک "موسیقی الکترونیک" نیست. گرچه در آلبومهای ونجلیس بیش از 90 درصد اصوات استفاده شده سینتی سایزری هستند، ولی سبک و نوعِ استفاده از اصوات سینتی سایزری در قطعات بگونه ای است که آنها را براحتی میشود با ارکستر هم نواخت. تنها قطعه ی خلاقه و کاملاً الکترونیک ونجلیس که نیمه ی اول آنرا هرگز نمیتوان با هیچ ارکستری نواخت، Spiral (مارپیچ) نام دارد که برای همیشه رد پایی در تاریخ موسیقی الکترونیک بجا گذاشت. این قطعه شاید همانند لوپ های آرپیک دیجیتالی به نظر برسد، در حالیکه در سال 1977 با سینتی سایزرها و تجهیزات 100% انالوگ نواخته و ریکورد شده است. او گاهاً از کُر، سولوی سوپرانو و کوبه ای های اکوستیک هم در کارهایش ترکیب میکند. علاقه ی خاصی نیز به استفاده ی بیش از حد از ریورب (Reverb) در کارهایش دارد که این فضای قطعاتش را به طرف "امبینت" سوق داده است.

ونجلیس در سال 2001 طی قراردادی با NASA یک کنسرت تبلیغاتی اجرا کرد که در جهت بزرگداشت ماموریت NASA به مریخ بود. آلبوم صوتی و تصویریِ این کنسرت که در آتن اجرا شده بود، بنام Mythodea رلیز شد. او در این پروژه از ارکستر استاندارد سمفونیک در کنار اصوات سینتی سایزری خود استفاده کرده است. در این پروژه، از 20 تیمپانی بطور همزمان استفاده شده است. این پروژه 11 ترَک موسیقی است که ترَک نهم آن زیباترین قطعه ی آلبوم محسوب میشود. کُر در این پروژه توسط گروه اُپرای ملّیِ آتن اجرا شده، و دو خط سوپرانو و مزو سوپرانو را هم Jessye Norman و Kathleen Battle اجرا کرده اند که فوق العاده تحسین برانگیز است. پس از پروژه ی Mythodea، ونجلیس چهره ی یک آهنگساز استرونومیک را پیدا کرد که چند سال پیش هم از آژانس هوا فضاییِ Esa از اروپا نیز برای یک پروژه به سراغش آمدند!

b52aed-20161017-vangelis.jpg


روش کار عجیب ونجلیس!
ونجلیس به رغم اینکه از کودکی در مدرسه ی موسیقی آموزش دیده است، نه نُت خواندن میداند و نه نُت نوشتن! طبق اظهارات خودش، از همان کودکی از زبانِ نُت بیزار بوده، ولی نوازنده ی گوشیِ خوبی بوده است. این مشکلِ نُت خوانی و نُت نویسی احتمالاً ریشه ی خاصی در یونان دارد! چون یانی (Yanni) هم چیزی از نُت نمیداند. روش کار ونجلیس به این صورت است که علاقمند به نواختنِ تمام خطوط در یک زمان به تنهایی است. علاقه ای به ریکورد Overdub ندارد و دوست دارد طی یک جلسه نشسته و کلّ خطوط قطعه را در یک زمان، خودش به تنهایی بنوازد و به پایان برساند. از این رو نزدیک به 40 سال است که از یک سینتی سایزر با پنل خاص سفارشی استفاده میکند که مجهز به 20 پدال برای سویچینگ و دستورهای مختلف نیز هست. این آهنگساز، ایده ها و خطوط موسیقی خود را با اَشکال و علایم و اشاراتی که فقط برای خودش مفهوم دارد، روی برگه مینویسد، و سپس شروع به نواختن و ریکورد (یا پرفورمنس زنده) میکند. کلّ این تجهیزاتی که استفاده میکند همه انالوگ بوده و حجم زیادی دارند. به رغم اینکه امروزه میتوان تمام سرویسی که سینتی سایزر سفارشیِ ونجلیس میدهد را در یک پلاگین 100 مگابایتی یافت، ونجلیس عادت به استفاده از سیستم دیجیتال را ندارد و هنوز هم از همان تجهیزات انالوگ قدیمیِ خودش استفاده میکند.

گرچه این آهنگساز قطعاتش را خودش مینوازد، ولی گاهاً برای ووکالیست ها و یا ارکستر زنده ای که برای کنسرت هایش استفاده میکند، نیاز به نُت نویسی پیش می آید. او برای این کار یک نُت نویس استخدام کرده است که خطوط نواخته شده ی ونجلیس را شنیده و روی کاغذ میآورد. ونجلیس از تجهیزات کامپیوتری چیزی نمیداند و برای ریکورد آلبومهایش از یک شخص بعنوان اپراتور DAW استفاده میکند که آن اپراتور فقط دو خروجی سیگنال L و R از ونجلیس میگیرد و مستقیم با پروتولز پروژه را روی یک ترَک ریکورد میکند. و در نهایت اگر نیازی به ریکورد ووکال یا کوبه ای اکوستیک باشد (که گاهاً استفاده میکند) چند ترَک هم برای آنها در پروتولز در نظر میگیرد. در پروژه های ونجلیس، در واقع کلّ یک قطعه روی DAW شاید به 10 ترَک هم نرسد!

در این ویدئو میتوانید روش کار ونجلیس را ببینید (در انتهای همین ویدئو یک مصاحبه ی کوتاه هم با نُت نویسِ ونجلیس انجام شده است).

در ماه مِی 2018 طی یک مراسمی در دانشگاه Thessaly ی یونان به ونجلیس دکترای افتخاری اِعطا شد. رئیس دانشگاه که در آن لحظه در پاریس حظور داشت، همزمان با این مراسم طیِ یک ارتباط ویدئویی از سفارتِ یونان در پاریس، مدال طلای دکترای افتخاری را دورادور تقدیم ونجلیس کرد.

vangelis_doctorate_paris1.png


ونجلیس آهنگسازی است که بیش از آنکه ذهنیت الکترونیک داشته باشد، ذهنیت اکوستیک دارد و تنها از طریقِ جایگزینیِ اصوات سینتی سایزری با ساز های اکوستیک در ارکستراسیون، قطعاتش رنگ الکترونیک به خود میگیرند. این آهنگساز در طول دوران کاری خود اثبات کرد که در روشِ او (چه الکترونیک و چه اکوستیک)، داشتن ایده مهم تر از تواناییِ ثبتِ آن روی کاغذ است و بدون استفاده از روش های سنّتی نیز میتوان موسیقی خلق کرد.
ونجلیس طرفداران بسیار جدّی ای در جهان دارد، به حدّی که برخی ها قطعه ی 20 دقیقه ایِ او را از آلبوم Chariots of Fire یک سمفونی الکترونیک مینامند. این قطعه ی بسیار زیبا گرچه از نظر من مشخصات یک سمفونی را ندارد، ولی اثری است فوق العاده تصویری. بعید است که کسی بتواند حین شنیدن این قطعه مانع تصوّر تصاویر آبستره در ذهن خود بشود. این آلبوم بیشتر به یک آلبوم مستقل شبیه است تا موسیقی فیلم.

Untitled-2.jpg

Uniugvud-2.jpg