1. بخش مرکز دانلود افتتاح شد، توضیحات بیشتر را در این لینک بخوانید.
    رد اعلامیه
  2. بخش مقالات افتتاح شد، توضیحات بیشتر را در این لینک بخوانید.
    رد اعلامیه

موسیقی قرن بیستم- بخش دوم

توسط sparrow, ‏10/9/17 | |
امتیاز کاربران:
5/5,
  1. sparrow
    music.jpg
    پلورالیسم (تکثر گرایی) و تنوع
    برای هنرهای تونال این واقعیت ها منجر به چیزی شد که موسیقی شناس، لئونارد ب. مِیر؛ به عنوان "تعادل در نوسان" از آن یاد می کند که در آن بسیاری از سبک های موسیقی در جهانی که به سوی تکثر میرود، با هم زیست میکنند. او می نویسد: "فرهنگ ما (فرهنگ جهانی بین المللی) وجود دارد و در اَشکال متنوعی ادامه خواهد یافت. تعداد زیادی از سبک ها، تکنیک ها و جنبش ها؛ اعم از محافظه کارانه ی پیروی سنت قدیم، تا شکل های تجربی شایع، کنار هم قرار می گیرند: تونالیته و سریالیزم، موسیقی بداهه و تصادفی، و همچنین جز با اصطلاحات فراوانش و موسیقی مردمی ...
    با الهام از این تفاسیر، شبیه سازی سبک ها و نمونه سازی، در زمان حال و گذشته، یکدیگر را تعدیل میکنند، و کنار هم قرار میگیرند؛ نه تنها درون یک فرهنگ، بلکه در تصور هنری یک هنرمند و در یک اثر هنری. " نتیجه تنوع و تکثرگرایی این است که در قلمرو موسیقی هنری "کلاسیک" یا "جدی" هیچ سبک "غالب یا مغلوبی" وجود ندارد؛ وضعیتی که نباید آن را منفی یا نامطلوب دانست.

    موسیقی محلی
    موسیقی محلی، به معنای حقیقی واژه، موسیقی مردم و موسیقی توسط مردم است. موسیقی های محلی، در جوامعی برخاسته و باقی مانده است که هنوز تحت تاثیر حجم عظیم ارتباطات جمعی و تجاری سازی فرهنگ، قرار نگرفته اند. به طور معمول کل جامعه در اجرای آن شریکند (و منحصر به یک رده ی خاص از کارشناسان و نوازندگان حرفه ای، و احتمالا طرد آماتورها، نیست) و به شکل شفاهی (سینه به سینه) منتقل شده است.
    در طول قرن بیستم، اصطلاح موسیقی محلی معنای دومی هم پیدا کرد: نوع خاصی از موسیقی مردمی که از لحاظ فرهنگی، ریشه گرفته و تاثیر پذیرفته از موسیقی محلی سنتی بود. مانند آثار باب دیلن و برخی دیگر از خواننده-ترانه نویسان. از شاخصه های این موسیقی، که به نوعی مردم پسند محسوب میشد، میتوان به سادگی شدید موزیکال، همچنین پذیرفتن سنت ها، موضوعاتی با دیدگاه های اجتماعی، و استایل مشابه کانتری، بلوگرس و دیگر ژانرها اشاره کرد.
    به علاوه، موسیقی فولک (محلی)، الهام بخش آهنگسازانی در ژانرهای دیگر نیز بود. کارهای آرون کاپلند به وضوح متکی بر موسیقی محلی امریکایی است. همچنین، پل سایمون از هر دو موسیقی محلی پِرو و آفریقای جنوبی بهره گرفته است که این امر مشخصا، در افزایش محبوبیت گروه هایی نظیر Ladysmith Black Mambazo تاثیر گذار بوده است. هرچند، اینکه آهنگ The Tokens 'The Lion Sleeps Tonight اولین نمونه از چنین اختلاط هاییست؛ موضوعیست بحث برانگیز. کما اینکه که سیتار (ساز هندی) جورج هریسون و خیلی افراد دیگر را تحت تاثیر قرار داد.
    با این حال، بسیاری از فرم های موسیقی محلی نیز، در انواع موسیقی جدید، مضمحل شدند. موسیقی کلاسیک غربی از پیش از قرن بیستم، اکنون به شکل قابل بحثی، محبوب تر از آن است که تا کنون بوده است؛ در حالی که به عنوان یک فرم مدرن کلاسیک؛ جهت پیدا کردن حتی یک مخاطب تلاش میکرد. راک اند رول نیز بر روی فرم های موسیقی بومی تأثیر گذار بوده است، گرچه بسیاری از کشورها مانند آلمان، ژاپن و کانادا، همگی موسیقی راک اند رول بومی خود را دارند که پرطرفدار و رو به رشد است و اغلب مخاطبانی هم، خارج از بازار خود می یابد.

    موسیقی بلوگرس Bluegrass
    بلوگرس در اواخر دهه 1930 توسط بیل مونرو آغاز شد. نوازندگانی مانند ارل اسکروگز و لستر فلت که در اصل اعضای گروه « پسران بلو گراس» مونرو بودند، بعدها این سبک موسیقی را توسعه دادند.

    موسیقی عامه پسند popular
    موسیقی عامه پسند، که گاهی اوقات موسیقی به اختصار، پاپ خوانده میشود، شامل اشکال و سبک های متنوعی است که به طور گسترده ای محبوبند یا مخاطبان انبوه دارند و به وسیله ی رادیو و رسانه های مشابه، ترویج میشوند. به عبارت دیگر، همان موسیقی که بخشی از فرهنگ عامه را شکل میدهد.

    تاریخ موسیقی پاپ، حداقل به نیمه ی قرن نوزدهم بازمیگردد (شکل گیری موسیقی سیاهان در امریکا). بعد ها در ایالات متحده، بخش بزرگی از آن را، موسیقی محلی و فرهنگ سیاه پوستان تشکیل داد که شامل آهنگهای برادوی، موسیقی بالاد و آثار خوانندگانی مانند فرانک سیناترا است.

    موسیقی پاپ و کلاسیک
    رابطه ی میان موسیقی کلاسیک و موسیقی پاپ (به ویژه ارزش نسبی آنها) یک پرسش بحث انگیز است. نقل قول شده است که: تشخیص حدفاصل بین موسیقی "محلی" و "پاپ" و حد فاصل میان موسیقی"پاپ" و "هنری" غیرممکن است ... برای تکمیل تعریف موسیقی پاپ، از معیار های معمولِ جاری استفاده می شود. به عنوان مثال، موسیقی هنری معمولا راجع به پیچیدگی های طبیعت، مشکلات و نیاز هاست. پس موسیقی "پاپ" باید با واژه های "ساده"، "قابل درک" و "آسان" توصیف شود. اما بسیاری از قطعات هم، عموماً به عنوان "هنر" شناخته میشوند (مثل قطعه ی کُرال آله لویا Hallelujah از هندل، بسیاری از آهنگ های شوبرت، بسیاری از اریا های وردی) دارای ویژگی سادگی هستند؛ برعکس، به هیچ وجه نمیتوان گفت که آثار Pistols "به سادگی قابل درک" باشند، کار "فرانک زاپا" ساده " باشد، یا آثار بیلی هالیدی "آسان" . علاوه بر این، آهنگسازانی مانند اسکات ژوپلین و جورج گرشوین تلاش کردند به هر دو نوع موسیقی بپردازند، یعنی هم موسیقی عوام پسند و هم موسیقی سطح بالا و غالبا در هر دو مورد موفق بودند. علاوه بر این، بحث جدیدی هم نیست- آهنگسازان متفاوتی مانند موتزارت و آرتور سولیوان در مواقع لزوم، مشکلی برای پرداختن به سلایق عوام، نداشتند، گرچه اعتبار آنها به عنوان آهنگسازان جدی نیز به چالش کشیده نشده است. موسیقی کلاسیک بر موسیقی پاپ در فیلم ها، تئاتر (راک اپرا را ببینید)، آهنگ های معروف (5th of beethhoven ) و سازبندی، تاثیر گذار بود. به همین ترتیب، سازها و استایل های الکترونیک به برخی از قطعات کلاسیک راه یافتند.


    با تشکر از @Farhood گرامی بابت ویرایش.

    اشتراک گذاری این مقاله

    فایل های ضمیمه:

    Psymfonius, امین پیشه ور, Hossein Rezaei و 2 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.

ارزیابی های اخیر کاربران

  1. Farhood
    "مفید!"
    5/5, 5 از 5 ارزیابی شد ‏11/9/17
    sparrow از این پست تشکر کرده است.

دیدگاه

برای درج دیدگاه، ثبت نام کنید و یا اگر عضو هستید، وارد شوید!