1. بخش مرکز دانلود افتتاح شد، توضیحات بیشتر را در این لینک بخوانید.
    رد اعلامیه
  2. بخش مقالات افتتاح شد، توضیحات بیشتر را در این لینک بخوانید.
    رد اعلامیه

مراحل تولید موسیقی تجاری با کلام

توسط Farhood · ‏27/12/18 · ·
امتیاز کاربران:
5/5,
  1. Farhood
    این مقاله در جهت معرفیِ روند تولید موسیقیِ تجاری در کشورهایی که در آنها از تولید موسیقی بعنوان "صنعتِ موسیقی" نام برده میشود، نوشته شده است. این خط سیر نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از کشورها ممکن است تفاوتهایی داشته باشد. حتی در همان کشورهای پیشرو در صنعت موسیقی نیز بخاطر تحولات فاحشی که طی 15~20 سال اخیر در مارکت موسیقی پیش آمده، روش ها و پروسه های تولیدِ متفاوت تری هم بوجود آمده است. ولی با وجود تمام این تحولات، این روشِ شش مرحله ای که همیشه آمیزه ای هماهنگ از سه بُعد "هنری"، "فنی" و "مارکتینگ" بوده، موفق ترین و کلاسیک ترین روش در تولید موسیقی با کلام تا کنون بوده است.

    به رغم اهمیت بسیاری که بُعد مارکتینگ در تولید موسیقی دارد، در این مقاله فقط به شرح روند تولید خودِ موسیقی پرداخته ام، نه فرایند فروش و رلیز. بُعد مارکتینگِ موسیقی در صنعت موسیقیِ غرب که همه ی مراحل ساخت و تولید به آن وابسته هستند، خود تخصص جدایی است و تشریح مفصّل تری میطلبد.

    بافتِ این مقاله به زبانی نوشته شده است که خواننده ی علاقمندی که چیزی از این مقوله نمیداند هم بتواند یک مفهوم کلی بدست آورد. اما طبعاً در نکات تخصصی تر موفق به درک مفاهیم نخواهد شد.

    این مقاله ترجمه نیست. بعضی اصطلاحاتی که معادل فارسی برایشان پیدا نکردم را به همان صورت نوشته ام (مانند سانگ رایتینگ، پرودیوسر . . .).

    پیش از پرداختن به پروسه ی تولید، معرفیِ شخصی که مدیریت کلّ پروژه ی تولیدی را به عهده دارد، ضروری است. از این شخص با واژه ی "پردیوسر" نام برده میشود.

    پرودیوسر (Producer) کیست؟

    همانطور که در طول کلّ مقاله متوجه آن خواهید شد، رد پای شخصی بنام "پرودیوسر" است که از اول تا اتنهای تولید، حضور مداوم دارد. واژه ی Producer در فارسی "تهیه کننده" ترجمه میشود، ولی در واقع یک پرودیوسر موسیقی بیشتر از اینکه تهیه کننده ی پروژه باشد، کارگردان پروژه محسوب میشود. وظایف یک پرودیوسر در پروسه ی تولید موسیقی، دقیقاً همانند "کارگردان" برای فیلم است. او شخصی است که مدیریت تمام مراحل تولید موسیقی را به عهده دارد. یک پرودیوسر گاهاً سرمایه گذار پروژه نیز هست، اما نه همیشه. آنها ضمن تسلط به بُعد هنریِ تولید، به شرایط مارکتینگِ این حرفه نیز احاطه دارند و با کمپانی ها و پخش کنندگان موسیقی در ارتباط هستند. گاهاً تحت قرارداد همین کمپانی ها و گاهاً نیز تحت قرارداد با سرمایه گذاران آزاد کار میکنند. ایجاد سازش بین محصولی بنام "موسیقی" با "بازار فروش"، مهم ترین نقش پرودیوسرها در طول پروسه ی تولید است. در واقع این افراد پُلی بین هنرمندان موسیقی و سرمایه گذارانِ این مارکت هستند. این اشخاص اولین شخصِ مسئول برای موفقیت یا عدم موفقیت تجاری یک آلبوم موسیقی هستند. پرودیوسرها به هر سه فرایند "هنری"، "فنی" و "مارکتینگ" در تولید موسیقی احاطه ی کامل دارند. به همین دلیل ضمنِ مدیریت پروژه، معمولاً بخشهایی از کارهای اجراییِ پروسه را نیز خودشان انجام میدهند.

    در ایران بعلت تفاوتهایی که در مارکتینگ این بیزنس وجود دارد، شخصی بعنوان پرودیوسر یا هر عنوانی، برای مدیریت پروژه ی تولید موسیقی وجود ندارد. قراردادها در ایران بیشتر شخصی بوده و روند کار سیستماتیک نیست.

    روند تولید:


    1- سانگ رایتینگ (Songwriting)

    songwriting-summer-school.png

    اولین مرحله از تولّدِ یک قطعه، با نوشتنِ "کلام" و "ملودی" آغاز میشود. در این مرحله، ملودی و کلام به موازات در یک زمان نوشته میشوند. سانگرایترها (Songwriter) هنرمندانی هستند که با انتخاب یک ایده شروع به نوشتنِ کلام (Lyrics) میکنند و بطور همزمان ایده های مربوط به ملودی و هارمونیِ قطعه را هم خلق میکنند. اغلب اوقات این مرحله به اتفاقِ چند نفر، مثل خواننده یا پرودیوسر انجام میشود. حتی گاهاً دیده شده که بیش از 8 شخص در این مرحله کار انجام داده اند. این پروسه برای هر قطعه گاهاً روزهای متمادی طول میکشد تا به پایان برسد. کلام و ملودی در طول این مرحله ممکن است بارها دستخوش تغییر شود.

    ایده پردازی برای محتوای کلام میتواند از موضوعات متتنوعی تراوش کند. دیدن یک صحنه ی واقعی از جنگ، تجربه ای از یک عشق نافرجام، تایتل یک روزنامه در مورد یک کودکِ گم شده، یک اتفاق خاص در خواب و رویا، از دست دادن یک دوست یا یک عضو خانواده، تماشای یک تابلوی نقاشی، و هزاران موضوع دیگر میتوانند برای نوشتن کلام منبع الهام قرار بگیرند. سانگرایترها میتوانند با بسط دادن یک موضوع بسیار ساده مثل "باران" به کلام بسیار جذاب و شنیدنی دست یابند. لیریک میتواند از عواطف انسانی بگوید، میتواند از شکست ها، قدرت ها، عشق ها، واقعیتهای اجتماعی بگوید و یا در قالب یک قصه و دراما، رویدادی را روایت کند. روایت میتواند از زبان یک راوی باشد که ماجرایی را تعریف میکند. راوی میتواند از زبانِ اول شخص باشد، میتواند از زبان یک کودک، درخت، خورشید، اَشک، گلوله، و میلیونها روایتگر دیگر باشد. کلام میتواند از گذشته ها بگوید، و یا از آینده ای نامعلوم. ساختار ادبیِ کلام یک آهنگ میتواند به گونه ای باشد که مستقیم به موضوع اشاره کند و نیز میتواند با استعاره یا تشبیه، مفهومی را بیان کند. کلام بعضاً ذهن شنونده را به تفکر دعوت میکند، بعضاً به عطوفت و بعضاً هم تصاویری را در ذهن شنونده خلق میکند.

    سانگرایترها فضای ملودی و لیریک را همسان و نزدیک به هم خلق میکنند. اینکه چه نوع استایل ریتمی داشته باشد، با چه تمپویی، با چه فواصل ملودیک و چه نوع کورد و هارمونی حاکم بر فضای قطعه باشد، چه حروفی کشش کوتاه و چه حروفی کشش بلند داشته باشند، مواردی است که سانگرایترها در ساخت ملودی عموماً به آن مسلط هستند. مرسوم این است که کلام را طوری بنویسند که حروف صدادار در نُت های بلند و کشیده قرار بگیرند. اگر برای خواننده ی از پیش تعیین شده ای ملودی نوشته میشود، رِنجِ ملودی، باید متناسب با محدوده ی صدای خواننده نوشته شود.

    نوشتن لیریک و ملودی معمولاً به موازات انجام میگیرد ولی بعضاً دیده شده که ملودی پیش از لیریک نوشته شده و به ندرت هم دیده شده که کلام قبل از ملودی. در استایلهایی مثل هیپ هاپ طبعاً نوشتن ریتم برای کلام کافیست. چرا که قطعه تابع ملودی و هارمونیِ خاصی نخواهد بود و از این نظر برای سانگرایتر آسان تر است.

    توانایی نواختن یک ساز پولیفونیک (گیتار یا پیانو) برای این مرحله ضروری است و سانگرایترها معمولاً یک یا دو سازِ پولیفونیک را میتوانند بنوازند. اما درصدِ کمی از آنها هستند که برغم توانایی در نواختنِ ساز، نُت نویسی نمیدانند. این افراد از کسان دیگری برای روی کاغذ آوردنِ نُتهای ملودی کمک میگیرند.

    بعضاً خود خواننده کلّ مرحله ی سانگرایتینگ را انجام میدهد. خوانندگان و سانگرایترها معمولاً یک دیوایس کوچک صوتی همراه خود حمل میکنند که بکمک آن حتی در شرایط بیرون از محل کار یا خانه، اگر در یک شرایط الهام بخش قرار گرفتند، بتوانند ایده های مورد نظر را روی آن بطور موقت ضبط کنند و با این کار احتمال فراموش شدن ایده هایشان را از بین ببرند. سانگرایترها بعضاً با سفارش از طرفِ خواننده، پرودیوسر یا سرمایه گذار دست به نوشتن میبرند، و بعضاً نیز بدون سفارش بصورت آزاد ایده های خود را نوشته و آرشیو میکنند تا در زمان مناسب به فروش آنها اقدام کنند.

    در بندهای راک معمولاً مرحله ی سانگرایتینگ را اعضای بند بصورت گروهی به اتفاق هم انجام میدهند.

    با تمام زحماتی که سانگرایترها در این پروسه در خلق و تولّد یک قطعه متحمل میشوند، اگر خارج از چهارچوبِ مارکت، این مرحله را رقم زده باشند، نتیجه ی کارشان حتی یک مشتری هم نخواهد داشت. طبیعی است که خالق موسیقی براحتی و با آزادی تمام میتواند کلام و ملودی خلق کند اما مارکتینگِ این حرفه اجازه ی آزادی صد در صد به سانگرایترها را نمیدهند. چراکه فضای خلاقیتِ هنریِ یک سانگرایتر همیشه با گوش مخاطبین، همسان و هم سلیقه نیست. بنابر این یک سانگرایتر پیش از نوشتن اولین کلام و نُت ها، با آگاهیِ تمام از اهدافِ پروژه در ارتباط با مخاطب، قلم روی کاغذ میگذارد. تمامی فاکتوهای موثر در فروش از طریق پرودیوسر، یا خود خواننده، یا سرمایه گذار و یا هر شخص سفارش دهنده ی دیگر به سانگرایتر داده میشود. سبک و استایل قطعه، فضای ملودیک، اهداف کلیِ آلبوم یا سینگل، واژه های مهمِ مورد استفاده و تمام فاکتورهای ادبی و موزیکال، مواردی هستند که برای سانگرایتر پیش از نوشتن باید برایش روشن شده باشد. این موضوع در این بیزنس شاید بمراتب مهم تر از نوشتن خود کلام و ملودی باشد چرا که بیش از پنجاه درصد از سرنوشت فروش قطعه در همین مرحله رقم میخورد. مرحله ی سانگ رایتینگ مهم ترین پروسه در پیش تولید (Pre-Productin) محسوب میشود.

    این پروسه در ایران متفاوت تر انجام میشود. ایران بیش از اینکه فرهنگ و پیشینه ی موسیقی داشته باشد، پیشینه ای غنی در ادبیات و شعر دارد. و به همین روال، اول کلام نوشته میشود و سپس ملودی بر مبنای کلام نوشته (ساخته) میشود. در واقع در این فرهنگ اهمیت کلام بیشتر است و ملودی و کلاً موسیقی همانند ظرفی در خدمتِ کلام است. بنابر همین اهمیتِ ویژه ی کلام در ایران است که Lyrics را "شعر" مینامند و نویسنده ی آن را "شاعر". در ایران شاعرانِ قطعات موسیقی عموماً نوازندگی نمیدانند و ساختن ملودی برای شعرشان را به شخص دیگری میسپارند که او را "آهنگساز" مینامند. و اغلبِ این آهنگساز ها هم که برای شعر ملودی میسازند، الزاماً قادر به نواختنِ ساز خاصی نیستند و با زمزمه کردن، ملودی را روی کلام میآورند. این آهنگسازان ایده های مربوط به هارمونی و کوردها را هم به تنظیم کننده (َArranger) میسپارند.





    2- ساختن دمو (Demo)

    Demo.jpg

    پس از اتمام کار سانگرایتینگ، ضبطِ یک "دمو" (نسخه ی نمایشی) از قطعه ی خلق شده، مرحله ی بعدی است. نمایش کلیّتِ ملودی به همراه کلام، سبکِ خواندن و فضای هارمونیکِ قطعه ی نوشته شده در این نسخه مد نظر است. این نسخه میتواند فقط حاویِ دو صدای ووکال و ساز یک ساز (پیانو یا گیتار) باشد، و همچنین میتواند در حد یک ماکاپ مُفصّل تر و با ساز های بیشتر انجام شود. اما آنچه که مد نظر است، ارائه ی کلّ محتوای پروژه بشکل ساده است.

    در ساخت دمو، الزاماً نیازی به ریکورد در یک استودیو نیست. با حداقل امکانات ضبط صدا نیز میتوان این دمو را ضبط کرد و ساخت. در این مرحله، ووکالِ نسخه ی دمو گاهاً توسط سانگرایتر، و گاهاً هم توسط خود خواننده ی اصلی اجرا و ضبط میشود.

    نسخه ی دمو ضمن اینکه برای گرفتن نظر اشخاص ذیربط کمک میکند، یک نسخه ی مرجع نیز محسوب میشود که در مراحلِ بعدی، سایر افرادِ فعال در پروداکشن بتوانند آن نسخه را بعنوان یک مرجع قرار داده و پیش بروند. بنابر این، احتمال اینکه پس از مرحله ی ساخت دمو، پروژه مجدداً به سانگرایتر(ها) جهتِ بازنویسی برگشت داده شود، وجود دارد.

    نسخه های دمو همچنین بعنوانِ ریفرنسی برای تمرین و نوازندگی در اختیار نوازندگان (در مورد بندها) نیز قرار میگیرد و از این نظر بسیار حائز اهمیت است. ساخت نسخه ی دمو، به نوعی دادنِ حق انتخاب برای کمپانی، سرمایه گذاران و پرودیوسر برای تصمیم گیری در آلبوم نهایی نیز هست. فیدبکهای کاملاً متفاوتی از آن اشخاصِ ذیربط با شنیدنِ دموهای موجود دریافت میشود و این مرحله، همیشه اوجِ مناقشات و حتی به همراه درگیری ها بوده. در انتهای این تصمیم گیری ها، بعضاً دمو ی مورد نظر برای باز نویسی برگشت داده میشود به سانگرایتر، بعضاً بی هیچ تغییری روانه ی مرحله ی بعد میشود (به ندرت)، و بعضاً هم پیش میآید که یک یا تعدادی از قطعات دمو کلاً رَد شده و برای آلبوم هرگز استفاده نمیشوند.

    آلبومهایی که ما آنها را با 10، 12 یا حداکثر 16 ترَک میخریم، آنها انتخابهای نهایی از بین چندین دمو هستند. آلبوم تریلر (Triller) فقط 9 ترَک است که این 9 ترَک از میانِ بیش از 300 دمو انتخاب شده بود. هنگام شنیدن دموها و انتخاب قطعات برای آلبوم تریلر، جدالهای بسیاری شده بود. در اغلب قطعات، جکسون و کوئینسی جونز (پرودیوسر آلبوم تریلر) با یکدیگر همنظر نبودند و در طیِ مجادله و مناقشاتشان حتی جکسون یکبار گریه کرده بود. قطعه ی بیلی جین (Billie Jean) از جمله دموهایی بوده که کوئینسی جونز پس از شنیدنِ آن، بکلّی آنرا رَد کرده بود. این آلبوم با 9 ترَک، شامل بیلی جین، بعنوان پرفروش ترین آلبوم تاریخ موسیقی جهان برای تمام دورانها در گینس ثبت شده است.

    شنیدنِ قطعه ی دمو برای تصمیم گیریِ سرمایه گذاران و تولید کنندگانِ آلبومها، هرگز قطعی نبوده و همواره با شانس و اقبال همراه است. اینکه کدام قطعه مورد استقبال قرار خواهد گرفت و کدام نخواهد گرفت، موضوعی است که حدس زدن در مورد آن هرگز قطعیت ندارد.

    در پروسه ی تولید موسیقی در ایران، مرحله ای بنام "ساختن دمو" مرسوم نیست.





    3- تنظیم قطعه (Arrangement)

    Arrangement.jpg

    در این مرحله از تولید، ساختار موزیکالِ کلّ قطعه، نوشته و قطعی میگردد. تنظیم کننده (Arranger) شخصی است که با دمویی که از مراحل پیشین در دست دارد، تمامی ایده های نهاییِ موزیکال مربوط به قطعه را تصمیم گیری کرده و مینویسد. انتخاب سازها، هر سازی چه نُتهایی را باید بنوازند، طراحیِ آرایش ریتمی، فرم قطعه، بک ووکال، کروس (Chorus)ها و تکرار آنها، بخش ایمپرووایز، تونالیته و تمپوی مناسب، شکل شروع و پایانِ قطعه، و هر آنچه که به ساختار موزیکالِ قطعه مربوط میشود مربوط به کار تنظیم کننده است.

    کار تنظیمِ قطعه غالباٌ توسط پرودیوسر انجام میشود. پرودیوسرها معمولاً با نوشتن پارتهای سازها و یا یادداشت کردن ایده های موزیکالِ مربوط به قطعه، مرحله ی تنظیم را به انجام میرسانند. ولی گاهاً نیز دیده شده که یک پرودیوسر بخاطرِ نداشتن ایده ی خاصی برای تنظیم، این کار را به یک تنظیم کننده ی دیگر سپرده است. یک تنظیم کننده با اتکا بر فاکتورهایی مثل محتوای کلام، اتمسفر ملودی/هارمونی، سبک، توان خواننده و مارکتینگِ موسیقی، ایده پردازی کرده و قطعه را تنظیم و ساز بندی میکند.

    مرحله ی تنظیم بسته به سبک و ژانر قطعه، تفاوتهایی در پروسه ی انجام آن دارد. اگر قطعه ارکسترال باشد، پارتهای تمام سازها، و همچنین اسکور آن بطور دقیق نوشته میشود. برای کار پاپ معمولاً سازهاییکه نیازمند برگ نُت هستند نوشته شده و سایر سازها نوشته نمیشوند. برای مثال اگر ویولن سولو برای قطعه ی پاپ درنظر گرفته شده باشد، پارتِ آن نوشته میشود. ولی برای گیتار بیس نُتی نوشته نمیشود و صرفاً حین اجرا چند کورد به نوازنده ی آن داده میشود.

    کارِ تنظیم در بندهای راک کاملاً متفاوت انجام میشود. آنها با کنار هم قرار گرفتن و نواختنِ ایده هایی که هریک در ذهن دارند، کار تنظیم را انجام میدهند. اعضای بندهای راک با نواختنِ زنده و تکرار و تمرین مداوم، ایده های خود را در مورد قطعه ی مورد نظر تثبیت میکنند تا برای مرحله ی بعد (استودیو) آنرا کاملاً آماده داشته باشند. با این وجود، دیده شده که بعضی بندها در بعضی مراحل اجراییِ پروسه ی تولید، از پرودیوسرها نیز استفاده کرده اند.
    بندهای راک معمولاً هیچ نُتی روی کاغذ نمیآورند.




    4- استودیو (Studio)

    Studio.jpg

    تمام نوشته ها و ایده های مرحله ی قبل (تنظیم) در این مرحله اجرا و ضبط میشوند. این مرحله حساس ترین و مهم ترین مرحله ی تولید موسیقی تجاری است. اینجا جاییست که ایده ها به مرحله ی عمل درمیآیند. از این روی، این مرحله تحت عنوان "پروداکشن" (تولید) نیز نامیده میشود.

    استودیوی موسیقی مکانی است برای نواختن ساز، خواندن آواز و ساختن اصوات، و در انتها ضبط و ثبت آنها. این مکان مجهز به آلاتی گوناگون برای همین منظور است. معماریِ این استودیوها نیز مختص این کار طراحی و بنا میشود تا احتمال نشتِ صدا از بیرون (و بالعکس) و همینطور انعکاس صدا در داخل آنها به حداقل برسد.

    مرحله ی کار در استودیو، روزها و گاهاً هفته ها زمان نیاز دارد. بنابر این رزرو و فیکس کردن زمان استودیو از پیش، یک امر ضروری است. صاحبان استودیو معمولاً بصورت پروژه ای و گاهاً ساعتی هزینه دریافت میکنند. بعضی از استودیوها نیز تحت یک تایمِ تعریف شده (مثلآً روزانه 10 ساعت) سرویس در اختیار سرویس گیرنده قرار میدهند که هزینه ی آن را بصورتِ "روزانه" محاسبه میکنند. در این شرایط حتی اگر در روزی کمتر از 10 ساعت نیز استفاده شده باشد، هزینه ی همان 10 ساعت از سرویس گیرنده دریافت میشود.

    در این مرحله، پرودیوسر مسئول مستقیمِ تمام روندِ کار، از جمله ارائه ی برگ نُت به نوازندگان و همچنین کلام به خوانندگان و هدایتِ آنها برای مطلوب ترین اجرا جهتِ ریکورد است. در این راستا، صرفاً دادن برگ نُت و اطلاعات تکنیکیِ هنری برای نوازندگان و خوانندگان کافی نیست. بعضاً به لحاظ روانی، ایجاد اعتماد به نفس در پرفورمرها و یک رابطه ی گرم جهت یک اجرای مطمئن و دلپذیر با موزیکالیته ی غنی، نقش مهمتری دارد. برای پرودیوسرها اول کیفیت اجرا، و در درجه ی بعدی کیفیتِ ریکوردینگ اهمیت دارند.

    در استودیوهای موسیقی، شخصی بنام "صدابردار" (Sound Engineer) به همراه یک دستیار مشغول هستند. این اشخاص مسئول ترین افراد در کار فنّیِ ریکورد پروژه محسوب میشوند و دستمزد آنها معمولاً در داخل هزینه ی استودیو تعریف میشود.

    وقتی صحبت از ریکورد موسیقی در استودیو میشود، آنچه که در ذهن همه تداعی میشود، گروهی از نوازندگان و خوانندگان است که در کنار هم نشسته و موسیقی اجرا میکنند تا ضبط شود. چنین تصویری از ریکورد در استودیو در واقع مربوط به سالها پیش است (شاید بیش از 50 سال پیش). سالهاست که با ورود تکنولوژی ضبط مالتی ترَک (Multi Track) ریکوردینگ در استودیو با روش اُورداب (Overdubbing) انجام میشود.

    روش اُورداب چیست؟

    در این روش نیازی نیست که همه ی نوازندگان در کنار هم و به موازات یکدیگر و همزمان قطعه را برای ریکورد اجرا کنند. هر یک از آنها (و یا هر چند نفر با هم) بصورت جدا از هم در زمانهای مختلف (با هماهنگیِ قبلی) در استودیو حاظر میشوند و صدای آنها در شیار مختص خودشان به موازات شیارهای سایر نوازندگان، ریکورد میشود. بطوریکه پس از پایان کار ریکوردینگ، با پخش صدای ریکورد شده، تمامی سازها در کنار هم به نظر میرسد. در روش اُورداب گرچه زمان بیشتری صرف کار ریکوردینگ میشود ولی دارای مزایایی است:

    1- اگر نوازنده ای خطایی در حین ریکورد انجام دهد، سایر نوازندگان مجبور به تکرار اجرا نیستند و فقط شیار مربوط به همان نوازنده را میتوان پاک کرد و اجرای وی را برای ریکوردِ مجدد تکرار کرد.

    2- در اجرای گروهی، میکروفونِ مربوط به یک ساز، معمولاً صدای ساز همجوار را نیز بصورت ضعیف تر دریافت میکند. در روش اُورداب، بعلت ریکورد تک به تک سازها، شیار مربوط به هر ساز فقط حاوی صدای همان ساز بوده و این امکان را فراهم میکند که پردازشهایی که در مرحله ی بعد از این انجام میشود (مرحله میکس)، هر سازی براحتی پراسس و افکتینگ خاص خود را داشته باشد.

    3- نیازی به فیکس کردنِ یک تایمِ خاص برای حضور همه ی نوازنده ها با هم در استودیو نیست و هر نوازنده با توجه به زمان مناسب خودش میتواند در استودیو حاضر شود.

    4- کنترل و هدایت نوازنده در حین ریکورد بصورت انفرادی، راحت تر و دقیق تر از زمانی است که همه ی نوازندگان با هم اجرا میکنن.

    5- در صورتی که یک نوازنده، مالتی اینسترومنتال باشد (قادر به نواختن چندین ساز باشد) در این روش میتواند سازها را در زمانهای جدا از هم، خودش تک تک بنوازد تا ریکورد شود.

    6- این روش امکان این را نیز فراهم میکند که خواننده بتواند در صورت لزوم خطوط هارمونیِ بک ووکال خود را نیز بصورت جدا از هم خودش همه را اجرا و ریکورد کند.

    7- در روش اُورداب، امکان این نیز وجود دارد که نوازندگان یا نوازنده ای در استودیویی دیگر (و حتی کشوری دیگر) پارت خود را ریکورد کند، و خروجیِ آن را به پرودیوسر بفرستد.

    در استودیو اولین کاری که عملاً انجام میشود، ران کردن مترونوم با تمپوی تعیین شده ی تنظیم کننده است. صدای مترونوم در حین نواختنِ هر نوازنده، در گوش او پخش میشود و در واقع سرعت نواختنِ همه ی نوازندگان با آن هماهنگ میشود. نوازنده در حالیکه صدای مترونوم را با یک هدفون در گوش دارد (و نیز صدای بخشی از سازهایی که قبل از او ریکورد شده اند) در مقابل یک میکروفون، ساز خود را مینوازد تا ضبط شود (و یا پروگرمینگ ثبت شود). بدیهی است که هنگام نواختن، صدای سازِ خود را نیز از طریق همان هدفون میتواند بشنود. در استودیو، سازهای کوبه ای (درامز) و بیس معمولاً قبل از سایر سازها ریکورد میشوند. صدای خواننده نیز معمولاً آخرین صدایی است که ریکورد میشود. نوازندگان با سازهای خودشان وارد استودیو میشوند به جز پیانیست و درامر. چرا که ساز آنها براحتیِ سایر سازها قابل حمل نیستند. به همین دلیل استودیوهای حرفه ای معمولاً مجهز به پیانو و درامز هستند و نوازندگان این سازها نیازی به حملِ ساز خود ندارند.

    اغلب بندهای راک، استودیوی مختص خودشان را دارند و خودشان در آنجا کارِ اجرا و ریکورد را انجام میدهند. ولی بندهایی هم هستند که با سازهای خود در استودیوهای رزرو شده، حاضر میشوند.

    به رغم تصور عموم مردم، نوازندگانِ استودیو که برای ریکورد کردن مینوازند (نه برای تماشاگر)، و نوازندگان کنسرتها که بصورت زنده بر روی استیج اجرا میکنند، با هم تفاوتهایی در ذهنیت و توانایی خود دارند. نوازنده ی کنسرت نیازی به عجله ندارد، چون قبل از اجراهای اصلی خود، وقتهای طولانی برای تمریناتشان صرف میشود. ولی اجرا در استودیو به این شکل نیست. نوازنده ی استودیو باید در کوتاه ترین زمان ممکنه، بدون اتلاف وقت بتواند به بهترین وجه پارت خود را بنوازد تا ضبط شود. این نوازندگان نه تنها سرعت نت خوانی شان بیشتر است، بلکه ذهنیت بسیار آماده ای دارند که با یک جمله و راهنماییِ شفاهیِ پرودیوسر، بتوانند دقیقاً هرآنچه را که از او خواسته میشود را بنوازند. نوازندگان کنسرتها که در جوار هم مینوازند، معمولاً عادت به شنیدن صدای مترونوم ندارند و عموماً قادر نیستند با شنیدنِ آن بنوازد. با این وجود، بعضی نوازندگان هم وجود دارند که تواناییِ نواختن در هر دو شرایط را دارند.

    در استودیو گاهاً بخشهایی از اجراها مجددً تکرار و ریکورد آن دوباره انجام میگیرد (Punch In). این تکرار همیشه الزاماً بخاطر خطای نوازنده یا خواننده نیست. بعضاً پیش میآید که پرودیوسر برای گرفتنِ لحن، حالت و نوانس دقیقِ مد نظر خود به بهترین وجه، تقاضای تکرار میکند. این مرحله ای است که دقت در مورد آن بسیار حایز اهمیت است. چرا که ریکوردِ انجام شده، بعد از رلیز برگشت ناپذیر بوده و برای همیشه همانطور که ریکورد شده، شنیده خواهد شد.

    پروگرمینگ (Programing) چیست؟

    در دهه های اخیر تکنولوژیِ دیجیتال امکاناتی را فراهم کرده است تا تولید کننده ی موسیقی بتواند با حداقل نیاز به "نوازنده ی ساز زنده" مرحله ی پروداکشن خود را در استودیو به پایان برساند. با استفاده از "سمپلر"های نرم افزاری، میتوان سازهای مختلفی را بوسیله ی یک میدی کیبورد (MIDI Keyboard) نواخت و صدای آن را ثبت و در پروژه استفاده کرد. و یا با در کنار هم قرار دادنِ تکّه های کوتاه و آماده ای از اصوات، موسیقیِ قطعه ی مورد نظر را ساخت. این روش، "پروگرمینگ" نام دارد. این کار توسط خود پرودیوسر، و یا یک پروگرمر مستقل انجام میشود و لزوماً در استودیوهای رزرو شده انجام نمیشود. پروگرمرها یا پرودیوسرها میتوانند این کار را در استودیوی شخصی و یا خانه ی خود نیز انجام دهند؛ چرا که برای این کار الزاماً نیاز به محیط اکوستیکیِ استودیویی نیست. برای انجام این کار، نه میکروفونی در کار است و نه ساز حقیقی.

    سمپل لایبرری ها مجموعه فایلهایی از نُت های نمونه برداری شده از سازهای حقیقی هستند که بصورت پک های آماده به فروش رسیده و توسط سمپلرهای نرم افزاری برای پروگرمینگ استفاده میشوند. در آغازِ این تکنولوژی، رنگ، موزیکالیته و آرتیکولیشن های سمپل لایبرری ها آنچنان کامل و قابل اعتماد نبودند و در مقایسه با ساز حقیقی، ضعف ها و نقایصی داشتند. با پیشرفتی که تکنولوژی سمپلینگ برای پروگرمینگِ موسیقی در سالهای اخیر داشته، امروزه میتوان براحتی از آنها استفاده کرد؛ بطوریکه حتی نوازنده ی حرفه ایِ سازهایی مثل پیانو، درامز یا بیس، قادر به تشخیصِ پروگرم بودن آن نباشند.

    طراحی صدا (Sound Design) چیست؟

    در موسیقی های پاپ معاصر که استفاده از اصوات الکترونیک کاربرد بیشتری پیدا کرده، تنظیم کننده ی قطعه بعضاً ایده هایی از اصواتِ بدونِ "نُت" نیز بکار میبرد. اصواتی که تونالیته ندارد و تداعی گر هیچ نوع سازی نیست. این اصوات معمولاً توسط "طراحان صدا" (Sound Designer) طراحی و خلق میشوند تا در قطعه ی مورد نظر استفاده شوند. ایده های الکترونیکِ نُت دار نیز توسط کیبوردیست ها در استودیو نواخته و ریکورد میشوند؛ و یا همانند پروگرمرها بصورت نرم افزاری توسط پرودیوسر یا کیبوردیست ها در خارج از استودیو نواخته شده و خروجیِ آنها در پروژه استفاده میشود. بعضی از پرودیوسرها تمامیِ پروسه ی "استودیو" را در استودیوهای خانگی (Home Studio)ی خودشان انجام و به پایان میرسانند.

    استودیوی خانگی چیست؟

    با پیشرفت تکنولوژی دیجیتال و نرم افزاری شدنِ بسیاری از امکانات ریکورد و پردازش صدا و موسیقی، این امکان فراهم شد تا تولید کنندگان موسیقی تجاری بتوانند با کم حجم ترین تجهیزات و هزینه ای بمراتب کمتر، کار ریکورد و پروداکشن خود را در خانه انجام دهند که این مکان "استودیوی خانگی" (Home Studio) نام گرفت. در استودیوهای خانگی، بعلتِ کامل نبودن سیستم اکوستیک معماری و سازه های لازم برای پیشگیری از انعکاسات و اصوات محیطیِ ناخواسته، مساحتِ کم، و همچنین فقدانِ مهارت لازمِ اغلب پرودیوسرها در صدابردای، معمولاً از پروگرمینگ برای تولید موسیقی استفاده میکنند. در پروگرمینگ نیازی به استفاده از میکروفون نیست تا اصوات ناخواسته ی محیطِ خانه ضبط و ثبت شود. بعضاً نیز آنها از یک یا دو ساز ارگانیک استفاده کرده و صدایشان را در کنار اصوات پروگرم شده بکار میبرند.

    پس از اتمام کار ریکورد ساز یا ووکال، پروگرمینگ و ساند دیزان، نقاط مختلفی از شیارهای موجود (مخصوصاً ووکال یا سازهایی که تکرار برداشت صدا داشته اند)، به منظور انتخاب بهترین برداشت از شیارهایی که مجدداً ریکورد شدند، نیاز به ادیت هایی مختصر برای یکپارچه کردن دارند که این کار توسط پرودیوسر و بکمک صدابردار انجام میشود. پرودیوسرها بعضاً کار تصحیح کوکِ صدای خواننده (Tune Correction) را نیز در صورت نیاز در این حین انجام میدهند.

    در انتها، پرودیوسر شیارهای مربوط به سازها و خواننده (ها) را در چند کپیِ مختلف بصورت جدا از هم ذخیره و بایگانی میکند. تهیه ی نسخه های پشتیبان از تمامی اصواتی که ریکورد شده، اهمیت بسیاری دارد. از بین رفتن و یا پاک شدنِ غیر عمدیِ هر کدام از اصواتِ ریکورد شده، به پروسه ی تولید آسیب جدّی خواهد زد. در دوره ی تکنولوژیِ آنالوگ که ریکوردینگ روی نوارهای مغناطیسی انجام میشد، امکانِ تهیه ی کپی های پشتیبان بدون اُفت کیفیت میسر نبود. ولی امروزه با سیستم دیجیتال، این امر براحتی و بدون اُفت کیفیت انجام میشود.






    5- میکس (Mixing)

    Mixing.jpg

    پس از اتمام کار در مرحله ی پروداکشن، پروژه به مرحله ی پست پروداکشن منتقل میشود که "میکس" اولین پروسه ی آن است. میکس، یک فرایند فنّی است. ترکیب حساب شده ی تمامی اصواتی که در مرحله ی پیشین جدا جدا ریکورد شده بودند، و ایجاد یک تعادل عمومی در شنیده شدن آنها، طی مرحله ای بنام "میکس" انجام میشود. کدام ساز با صدای بلند و کدام با حجم کمتر شنیده میشود؟ کدام ساز دورتر و کدام نزدیکتر به شنونده حس میشود؟ آیا تک تک سازها قابل شنیدن هستند یا لابلای صدای هم گم شده اند؟ وضوح اصوات چگونه است؟ آیا مجموعه اصوات قطعه ی موسیقیِ موجود، تصویری از وسعت محیط و چیدمان خاصی از سازها را در شنونده ایجاد میکند؟ آیا حجم صدای هر سازی در طول قطعه شدت و ضعف دارد یا حجم ثابتی بر آنها حاکم است؟ . . . تمامی این ویژگی ها در مرحله ی میکس توسط "میکسمن" (Mix Engineer) انجام میشود. به عبارتی، میکسمن مسئولِ "چگونه شنیده شدن" قطعه ی موسیقی است. گاهاً "میکسمن" و "صدابردار" یک شخص هست، ولی در لِول حرفه ای، هریک از آنها بطور تخصصی فقط کار خودش را انجام میدهد.

    میکسمن پیش از ترکیب اصواتِ موجود، به ویرایش تک تک شیارها میپردازد. حذف اصواتِ ناخواسته ی احتمالی (نویز) از صدای اصلی، ایجاد وضوح مناسب برای صدای تکیِ خواننده یا ساز، مدیریتِ سکوتِ میانِ دو اجرای یک ساز (و نیز سکوتِ میانِ دو جمله از خواننده)، مدیریت شدت شنیده شدن نفس کشیدن خواننده، پردازش متعادلِ اصواتی مثل "س" و بعضی حروف صدادار غالب بر صدای خواننده، رنگ اصوات و هارمونیک صدای آنها . . . همه تک به تک توسط میکسمن بررسی و در صورت لزوم پردازش میشوند. در صورتی که از یک شیار صوتی مربوط به یک ساز یا خواننده، افت صدا و یا برعکس، شدت گرفتگیِ موقت در طول اجرا بگوش برسد، میکسمن میتواند توسط کامپرسور یا تکنیک اتومیشن آنرا تعدیل کند. البته در صورتی که در آن اُفت صدا، عَمدی در کار نباشد.

    میکسمن توسط پردازشگرهایی نکات فوق را تحت کنترل میگیرد تا تعادل کلیِ مابینِ اصوات را نیز برقرار کند. بعنوان مثال حجم صدای خواننده در طول قطعه نسبت به سازها، ایجاد تعادل در چینش سازها در کانالهای چپ و راست، ایجاد تعادل در سرتاسر باند فرکانسی با لِولینگ مناسب برای هر شیار صوتی، حفظ داینامیک اصوات در کنار هم، طراحی تصویر استریو با پنینگ و Imaging، طراحیِ پرسپکتیو و عمق و اندازه ی محیط، از جمله مواردی هستند که میکسمن مسئول پاسخگویی به آنهاست.

    تمامی ویژگیهای ذکر شده، بسته به سبک و ژانر موسیقی با تفاوتهایی انجام میشود. مثلاً در موسیقیِ ارکسترال، حفظ تضاد بین شدت و ضعف حجم صدای سازها و همچنین ووکالیست در طول قطعه، امری ضروری است (حفظ داینامیک موسیقی). بنابر این میکسمن در این ژانر سعی بر هم حجم کردن و هم لِول کردنِ اصوات در طول شیار صوتی را نخواهد داشت. ولی در قطعات پاپ و راک که این موضوع آنچنان اهمیتی ندارد، میکسمن میتواند حجم اصوات را بکمک کامپرسورها در طول شیار صوتی، هم لِول و همگن پردازش کند و افت و خیز داینامیکی را از بین ببرد یا تضعیف کند. کار کامپرسورها یکسان کردنِ تقریبیِ لِول اصوات در طول شیار صوتی بصورت پایدار است که این برای کارهای پاپ، راک و EDM مناسب تر است.

    میکسمن های با تجربه بخوبی میدانند که هر پردازشی، با درصد کمی تخریب هراه است. به همین علت معمولاً سعی بر این دارند که تا حد امکان، از حداقلِ پردازش برای هر شیار صوتی استفاده بکنند. پردازشهای متوالی روی یک شیار صوتی، مخصوصاً از یک نوع پردازشگر (مثلآً چند بار ایکوالایزر) رنگ حقیقیِ صدای مورد نظر را از بین برده و آنرا تحریف میکند.

    میکسمن ها برای بهتر و درست تر شنیدنِ مخاطبین موسیقی، کار انجام میدهد. مخاطبینی که با هر پخش کننده و دیوایسی احتمال شنیدن دارند. با این حال طی دو دهه ی اخیر که استفاده از هدفون برای دیوایسهای پرتابل کاربریِ بیشتری پیدا کرده است، اهمیتِ میکسِ متناسب با این شرایط اخیر، بیشتر شده است. تایید نهاییِ صدای حاصله در انتهای مرحله ی میکس، توسط گوشهای میکسمن انجام میشود. برای همین منظور استفاده از کم تحریف ترین و مرجع ترین مانیتورِ صوتی (اسپیکر) برای میکسمن ها اولین ضرورت محسوب میشود.

    میکس قطعات با ساختار الکترونیک

    میکس قطعاتیکه در آنها بجای سازهای اورگانیک از اصوات الکترونیک استفاده شده، معنیِ متفاوت تری دارد. در این نوع قطعات، "میکس" تنها به معنیِ ترکیب اصوات نیست. بلکه در آن، بخشی از کار پروداکشن هم انجام میشود. تولید کنندگان قطعات موسیقی EDM، امبینت، ترنس، تکنو، دابستپ، سینت پاپ و امثال این نوع که عمدتاً از ساختار اصوات الکترونیکی برخوردارند، معمولاً برای شکل دهی و رنگ آمیزی آن اصوات، از همان پردازشگرهای موجود در مرحله ی میکس استفاده میکنند. آنها مثلاً با استفاده از اکسایتر (Exciter) میتوانند صدای یک شیار صوتی را آنچنان تغییر دهند که صدای آن شیار، ماهیت و رنگِ کاملاً جدیدی بخود بگیرد. در واقع این تولید کنندگان، از این پردازشگرها برای ادامه ی تکمیل ساختار بدنه ی موسیقیِ خود استفاده میکنند، نه صرفاً برای ادیت و ترکیب کردن. به همین دلیل اغلب پرودیوسرها و تولید کنندگان این نوع موسیقی، معمولاً هر دو مرحله ی پروداکشن و میکس را با هم ادغام کرده و همه را خودشان انجام میدهند.




    6- مسترینگ (Mastering)

    Mastering.jpg

    مسترینگ آخرین مرحله از پُست پروداکشن، و همچنین پروسه ی پایانیِ تولید موسیقی است. در مرحله ی میکس، شیارهای صوتی بطور مستقل تحت پردازش قرار میگرفت. ولی در مسترینگ قطعه ی میکس شده و کامل، تحت پردازش قرار میگیرد. هدف از پردازشِ قطعات یک آلبوم، ایجاد هماهنگی و همسانیِ کلّی در یک آلبوم است. آلبومهایی که برای فروش بصورت CD آماده میشوند (نه برای فروش فایلی از اینترنت) در انتهای این مرحله، استانداردهایی از جمله دیترینگ (Dithering) نیز روی قطعاتِ آنها اِعمال میشود.

    پروسه ی مسترینگ در طول 40 سال اخیر معانی و روشهای متعددی را از سر گذرانده است. به همین دلیل بد نیست اطلاعاتی از تاریخچه ی آن نیز داشته باشیم.

    مسترینگ چگونه شروع شد؟

    در خلال سالهای 60 و 70 میلادی که آلبومهای موسیقی تجاری روی یک صفحه دیسک واینل Vinyl سی و سه دور فروخته میشد، در انتهای مراحل تولید، هر قطعه بعد از میکس، روی یک حلقه نوار مغناطیسیِ ریل Reel رُبع اینچی خروجی گرفته میشد. و در نهایت از یک آلبومِ مثلاً 8 قطعه ای، 8 نوار مغناطیسیِ Reel جدا از هم بدست میآمد و این پروسه دردسرهایی برای ساختن یک صفحه دیسکِ آلبومی 33 دور بوجود میآورد.

    1.jpg
    Magtape1.jpg

    بخاطر این مشکل، تولید کنندگان برآن شدند که طی یک پروسه ی جدیدتر، همه ی قطعات آلبوم را در یک نوار مغناطیسیِ واحد و طویل تر، در کنار هم ردیف کرده، سپس از روی آن به ساختن صفحه دیسک 33 دور اقدام کنند. این پروسه ی جدید "مسترینگ" نام گرفت و آن نوار مغناطیسی بزرگ حاویِ همه ی قطعات البوم نیز "مستر تِیپ" نامیده شد.

    22.jpg

    در این پروسه ی جدید، در مورد ترتیب قرار گرفتن قطعات آلبوم، و نیز سکوت مابین آنها هم تصمیم گرفته میشد. متعاقب این تغییر، ضرورتهای جدیدتری پیش آمد. ضرورتهایی مانند همسان و همگن کردن قطعات موسیقیِ یک آلبوم با هم، به لحاظ رنگ و حجم صدای کلّیِ قطعات. در واقع تا پیش از این ضرورت، قطعات آلبومها که توسط میکسمنهای متفاوتی انجام میشده که کار آنها نیز طبعاً تفاوتهایی با هم داشته، خروجیِ نهایی از میکس نیز تفاوتهایی کلی در حجم و رنگ پیدا میکردند. بنابر این، تصمیم گرفته شد که با یک پردازشِ کلّی برای هر قطعه، آنها را با هم همرنگ تر و همسان تر کنند تا شنونده ی یک آلبوم بتواند با کلِ آلبوم براحتی ارتباط برقرار کند. در واقع این اولین باری بود که نه یک شیار صوتی، بلکه یک قطعه ی موسیقیِ کامل تحت پردازشِ افکت قرار میگرفت.

    معنیِ تغییر یافته ای از مسترینگ

    با گذشتِ زمان، مفهومِ "مسترینگ" که در واقع پردازش برای در کنار هم قرار گرفتنِ قطعات آلبوم بود، تغییر یافت. بطوریکه قطعات سینگل (خارج از آلبوم) نیز پراسس میشدند!

    امروزه فرمولهای متعددی برای مسترینگ بوجود آمده است که متخصصین مسترینگ متولی آنها هستند. ولی مقصود نهایی ای که همه در سالهای اخیر از "مسترینگ" انتظار دارند، عمدتاً ارائه ی شدیدترین و بلند ترین حجم صدای ممکنه به شنونده است.

    اکنون قطعه ی موسیقیِ ما آماده ی شنیده شدن است.


    در دیاگرام زیر، یک جمع بندیِ کلّی از تولید موسیقی را بصورت تصویری میتوانید مشاهده کنید.

    4.png

    هرگونه استفاده از این مقاله در صورتِ ذکر نام وبسایت پرشین موزیک بعنوان ماخذ بلامانع است.

    فرهود.
    shahram, 3pas, sparrow و 9 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.

ارزیابی های اخیر کاربران

  1. grounded
    "آموزنده و مفید"
    5/5, 5 از 5 ارزیابی شد ‏13/1/19
    مثل همیشه بهم اضافه شد
  2. sparrow
    "مفید و آموزنده"
    5/5, 5 از 5 ارزیابی شد ‏31/12/18
    Farhood از این پست تشکر کرده است.
  3. Psymfonius
    "جامع و آموزنده"
    5/5, 5 از 5 ارزیابی شد ‏29/12/18
    Farhood از این پست تشکر کرده است.

دیدگاه

برای درج دیدگاه، ثبت نام کنید و یا اگر عضو هستید، وارد شوید!
  1. Mehdi Ghadami
    یعنی عالی ترین مقاله ای بود که خوندم

    مخصوصا اُورداب که شده به چند نفر از بهترین آهنگسازا موقع ضبط گفتم ولی یه جوری نگاه کردن که یعنی ( برو بابا بچه تو نمیخواد به ما چیز یاد بدی )
      Light و Farhood از این پست تشکر کرده اند.
    1. Farhood
      خب این اصطلاحیه که صدابردارها بیشتر از آهنگسازها با اون آشنا هستند. اونها هم نه همشون. اغلب آهنگسازها هم که اونجا مباحث فنی و صدابرداری رو همینطوری تجربی بطور سطحی یاد میگیرن و این اصطلاحها رو نشنیدند.
  2. Ramtin Shabanian
    عالی بود جناب فرهود ممنون از شما.
      Light و Farhood از این پست تشکر کرده اند.
  3. Mehdikhodaei
    باز هم مثل همیشه جناب فرهود گل کاشتید.یک مرجع کامل برای کسانی که از مرحله تولید یک اثر موسیقی یا اطلاعات ناقص دارند یا ندارن (مثل بنده).ممنون جناب فرهود
      Light و Farhood از این پست تشکر کرده اند.