تدریس موسیقی تبلیغ شما در اینجا

 

بی شوهری! ( طنز )

  1. mr_mim2009

    mr_mim2009 Member عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏5/10/09
    ارسال ها:
    110
    تشکر شده:
    5
    محل سکونت:
    تهران
    در مقدمه بگم که این این شعر رو بعد از 2 سال و نیم که از شعر طنز قبلی من میگذشت گفتم!
    پس اگر ضعفی دیدین به بزرگیه خودتون ببخشید.

    شعر:

    ( احسان هاشمی - 14 / 12 / 89 )
     
  2.  

    آموزش آهنگسازی و تنظیم

    آموزش آهنگسازی

  3. omid azadmanesh

    omid azadmanesh Member عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏26/9/10
    ارسال ها:
    219
    تشکر شده:
    17
    محل سکونت:
    دزفول
    خدا رحمتش کنه مرحوم آقای صابری (گل آقا) رو. توی ماهنامش از این شعرا خیلی چاپ میکرد و علاقه ی زیادی به این سبک داشت.
    روحش شاد...
    شما هم با کمی دست کاری لغات و سر و سامان دادن به وزن این شعرتون میتونید واسه مجلات طنز ارسالش کنید.
    جالب بود.
    خسته نباشید.
    ادامه بدید...
     
  4. Omid-Mohebbi

    Omid-Mohebbi مدیر کل تیم مدیریت

    تاریخ عضویت:
    ‏29/5/09
    ارسال ها:
    7,987
    تشکر شده:
    5,276
    محل سکونت:
    بندرعباس
    بنده هم از طرفداران اشعار و نشریات گل آقا بودم و هستم.
    کارتون هم کار زیبایی بود.
    با رعایت قوانین و موازین سایت باز هم از این اشعار قرار بدید.
     
  5. behrouzk

    behrouzk مدیر تالار شعر و ترانه

    تاریخ عضویت:
    ‏7/3/11
    ارسال ها:
    44
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    تهران
    کار خوبی بود.... اگه خدا بخواد تصمیم داریم بحث شعر کلاسیک رو از ترانه جدا کنیم تا بتونیم تخصصی هر کدومشون رو مورد بحث قرار بدیم....به عنوان یه کار کلاسیک تو فضای طنز ازش لذت بردم....
     
  6. sparrow

    sparrow مدیر تالار شعر و ترانه تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏12/8/09
    ارسال ها:
    306
    تشکر شده:
    969
    محل سکونت:
    شیراز
    جوابیه:
    ابتدا اعلام می دارم که اینجانب، چیزی از طنز نمی دانم!
    شعر جالبی بود و اعتراف می کنم اگر دختر نبودم، شاید به دلم می نشست.
    در ادامه، جوابیه ای تقدیم می کنم.

    این کلامی از سر بی شوهریست
    شوهر دانا کنون چون گوهریست
    چون پسر با مدرکی فارغ شود
    ابتدا مجنون و پس عاشق شود
    دست خالی، بی نوا، بی آشیان
    تور بافد بهر صید دختران
    درس و دانشگاه آزاد و سپس
    در خیابان راه افتد چون مگس
    دست در همیان بابا می کند
    یا هوس، بنز و تویوتا می کند
    کار و بار و پیشه اش علافی است
    روز و شب مشغول رؤیا بافی است
    دختری می خواهد از جنس پری
    پولدارِ خوشگل و افسونگری
    همچو (باربی) دلنواز و مایه دار
    یک پدر زن خواهد او سرمایه دار
    چون به رؤیا بگذرد روز و شبش
    فکر کار و بار، نآید در سرش
    با ژل و افشانه جولان می کند
    لک و خال چهره پنهان می کند
    گر کمی با خوش صادق تر شویم
    دیده را بر چهره اش بر هم نهیم
    این جوان چیزی به جز یک بره نیست
    جایگاهش بهتر از یک دره نیست

     
    Last edited by a moderator: ‏17/3/11
  7. mr_mim2009

    mr_mim2009 Member عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏5/10/09
    ارسال ها:
    110
    تشکر شده:
    5
    محل سکونت:
    تهران
    از همه ی دوستانه عزیزی که زحمت کشیدند و نظر دادن تشکر میکنم
    و همچنین از این دوسته علاقه مند به شعر که جوابیه نوشتن!
    و بهشون توصیه میکنم بیشتر روی وزن و مخصوصآ قافیه هاشون کار کنند انشا الله که در آینده کار های قوی تری ازشون ببینیم [​IMG]
    قربان همتون [​IMG]
     
  8. daghebabak

    daghebabak ترانه سرا هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏18/3/10
    ارسال ها:
    532
    تشکر شده:
    244
    محل سکونت:
    متولد کرمانشاه ساکن تهران
    ایرادات گفته شد و اشعار دو عزیز زیبا بود
     
  9. inferno

    inferno مدیر تالار / مترجم مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏5/3/10
    ارسال ها:
    701
    تشکر شده:
    420
    محل سکونت:
    گراش
    با تشکر از دوست خوبمون اقای میم ر میم و جوابیه خوب دوست خوبم اسپارو دوست دارم واسه اینکه این تاپیک نره پایین گرد بخوره (چون شعر ظنز رو واقعا دوست دارم) یه نقدی بر شعر آقای هاشمی داشته باشم. جسارت بنده رو ببخشید
    با اجازه از استاد کشاورز عزیز که تازه به جمع مون اومدن و قراره نظارتی بر این بخش داشته باشن و همچنین از اشعار زیباشون لذت ببریم.


    اولین نکته و اساسی ترین بحثی که می خوام عرض کنم انتخاب زبان است. استفاده از زبان شعری رسمی و گنجاندن کلمات عامیانه و محاوره ای در میان آن کاری است که اینروزا مده و دلنشین ترین شعرهای طنزی که شنیدم همینطوری سروده ان اما در این شعر (بی شوهری)شاعر نتونسته زبان شعر رو رسمی رو خوب حفظ کنه و از زبان خیلی قدیم(Archaic language) به عنوان بیس کار و عبارات و کنایات زبان جدید رو به عنوان نمای شعرش انتخاب کنه. یعنی این وسط یک پله جا افتاده و همان زبان فارسی رسمی ماست که از زمان پهلوی به اینور باب شده.

    انتخاب کلماتی نظیر "ورا" ( که وی را یا اوراست).... "بپرسم" ... "مگر"...."کی" (که ای)..به شعر ضربه زده که البته به نظرم به خاطر جفت و جور شدن وزن شعر شاعر مجبور شده از اونا استفاده کنه... که فکر کنم با یه ویرایش دوباره بشه بیت ها رو مرتبش کرد.

    در بعضی از جاها هم وزن به هم خورده
    مثل"چند سالیست ساز دل را میزنم
    "
    "بروم سراغ فرد دیگری" و فکر کنم مورد دیگه ای هم باشه که سواد من قد نمیده.

    بعضی از جمله ها مفهوم کاملی ندارن و ناتمامن
    مثل
    "من بگویم نه و او چشمان تری" که فکر کنم منظورشون اینه که من نه می گمو و اون اشک می ریزه

    "در درونت یک الاغی یا خری" که برای این مصرع اصطلاح مغز خر خوردن رو خیلی راحت می تونستی بیان کنی ... این جمله معنی داره اما مصطلح نیست که بگیم کسی در درونش خره... معمولا از همون مغز خر خوردن استفاده می کنیم و یا چیزی شبیه همینا


    بعضی جاها هم فضا ملموس نیست . نمی دونم چی باید اسمشو گذاشت.

    مثلا

    "من بپرسم با کمی عشوه و ناز
    در درونم با کمی ناباوری!


    پنت هاوسی دنج و لوکس و شیشه ای
    در خیابان های شمران میخری؟"


    این خانوم در درونش داره می پرسه در حالی که باید خطاب به خواستگار باشه.. و اگه دقت کرده باشی از درون و در درون هم در دو بیت تقریبا پشت سر هم استفاده شده و در مقایسه با تعداد بیت هایی که اینجا داری شاید زیاد باشه... فکر کنم همچین نکاتی رو با مرور چندباره می شه اصلاح کرد...

    جسارت بنده رو ببخشید...


    بیت هایی که واقعا ازشون لذت بردم

    پنت هاوسی دنج و لوکس و شیشه ای
    در خیابان های شمران میخری؟

    سال دیگر میرسد پایت به سی
    با جوانی سن بابا می پری

    آن زمان گر عاشقی پیدا شود
    با دلش عمرآ کنی بازیگری



    بازم عذر خواهی می کنم.
     
  10. inferno

    inferno مدیر تالار / مترجم مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏5/3/10
    ارسال ها:
    701
    تشکر شده:
    420
    محل سکونت:
    گراش
    این آدرس یکی از طنز پردازهای قدر جنوب ایران آقای راشد انصاری ملقب به خالو راشد هستش که توی جشنواره های مختلف هم عناوینی رو کسب کردن. پیشنهاد می دم به شعراشون توجه کنید... شاید همون فضاهایی که خواستید کار کنید رو توی اکثر شعرهاشون پیدا کنید

    موفق باشید
     
  11. inferno

    inferno مدیر تالار / مترجم مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏5/3/10
    ارسال ها:
    701
    تشکر شده:
    420
    محل سکونت:
    گراش
    خوب در پی استقبال خیلی خوب دوستان تصمیم بر این شد که شعر دوست عزیزمون اسپارو رو هم به چالش بکشیم. (تا می گم اسپارو همش یاد جک می افتم... جک اسپرو)


    شعر ، شعر موفقی از آب دراومده چرا که جوابیه ای شده بر شعر قبل و شاعر فراغت خیال و آزادی کمتری داشته و شعر اونو محدود کرده به دایره ی داستانی شعر قبل. و این نکته ی قوت شعره.


    بحث زبان رو اگه دوباره پیش بکشیم من هنوز هم بر این عقیده ام که شاعر بعضی از کلمات رو مجبور شده فقط به خاطر وزن شعری استفاده کنه و زبان شعر زبان قدیمی تره . ترجیح می دم کلمات فارسی رسمی رو ببینم تا کلمات قدیمی.
    کلماتی مثل " کنون" ... "همچو" ..."ناید"...."گر"

    کلمه ی همیان که کلمه ای بسیار قدیمی و می تونم بگم بدون استفاده در زبان امروزیمون به خاطر بار طنز و کنایه آمیزش به خوبی جای گرفته و از اون کلمات بالا باید مستثنی بشه.

    فعل برای کلمه ی "جولان" دادن است نه کردن... " جولان می دهد " نه اینکه جولان می کند.. (امیدوارم اشتباه نکرده باشم)



    بعضی از عبارات به خاطر استفاده ی خاص در موارد خاص خودش ، همیشه بار معنایی تکراری رو ب دوش می کشه. مثلا سرو همیشه نمادی از آزادگیه . یا کوه نمادی از ایستادگیه.. مثلا یکی نمی تونه بگه : " مثل کوه وا رفت"... این تصویر منطقی نیست
    توی بیت سوم " دست خالی، بی نوا، بی آشیان" کلمه ی بی نوا مفهوم قشنگی رو بر دوش می کشه (اگه با شرایط جامعه الانمون قیاس کنیم) اما مصرع بعدی این تصویر رو خراب می کنه. این آدم بی نوا نمی تونه صید کنه... یعنی این توصیف برای همچین آدمی مناسب نیست. این آدمی که قراره دختر صید کنه می تونه بی آشیان باشه یا دست خالی باشه اما آدم بی نوا همچین آدمی نمی تونه باشه.


    فعلا همینا

    مطمئنم همه ی این چیزها با یک ویرایش ساده حل می شه و این نکته رو هم بگم اینکه ریز می شم تو جزئیات به خاطر اینکه شاعر معمولا ذهنش درگیر فضا سازیه و از کلمه غافل می شه و شاید دوباره نشینه کلماتی که استفاده کرده رو چک کنه.

    بیتی که خیلی خوشم اومد
    دختری می خواهد از جنس پری
    پولدارِ خوشگل و افسونگری
    همچو (باربی) دلنواز و مایه دار
    یک پدر زن خواهد او سرمایه د
    ار

    امیدوارم جسارت بنده رو ببخشید

    نکته
    فکر کنم یه بیت مونده به آخر " گر کمی با خوش...." فکر کنم اشتباه تایپی شده نه؟؟؟؟ " گرکمی با خویش....؟" این قرار بوده باشه؟؟

    موفق باشید
     
  12. mr_mim2009

    mr_mim2009 Member عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏5/10/09
    ارسال ها:
    110
    تشکر شده:
    5
    محل سکونت:
    تهران
    با تشکر از "اینفرنو" ی عزیز

    در مورد زبانه کار و تم زبانی باید عرض کنم که سعی من این بوده که تم پهلوی داشته باشه با کلماتی نسل سوم و چهارمی!
    که خود این باعث میشه شنونده شُکّه بشه و نوعی طنز به وجود بیاد! کلماتی که مثال زدید هم از عمد انتخاب کردم!

    جاهایی که گفتید وزن به هم خورده ، شاید ایراداته کوچیک داشته باشه اما چیزی که من احساس میکنم اینه که ایراد محسوسی نداره وزن کار! ( با کمال احترام! )
    این که جمله یه مقدار تموم نشده رو قبول میکنم! اما منظور رو میرسونه
    شما رو نمیدونم اما من این جمله رو خیلی به کار بردم تا حالا که طرف فکر میکنه باهوشه اما در باطن خره!
    یه ذره ایراد از خوندن شماست :smile (75):
    من بپرسم با کمی عشوه و ناز ، در درونم با کمی نا باوری

    یعنی من از اون طرف مقابل بپرسم با عشوه و ناز در حالی که خودم به حرفه خودم باور ندارم! ( الکی بپرسم! )

    و باز هم به این مورد که از "درون" دو جا استفاده کردم پی بردم اما بعد از پخش شدنه شعر!! ( قبول دارم! )

    ممنون :smile (73):
     
  13. mr_mim2009

    mr_mim2009 Member عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏5/10/09
    ارسال ها:
    110
    تشکر شده:
    5
    محل سکونت:
    تهران
    بله اشعار ایشون رو پراکندهجاهای مختلف خوندم
    راستش من به علت دنبال کردن کار های نویسنده ها و مطبوعاتی ها یه ارتباط دورا دووری با بعضی هاشون پبدا کردم و با بعضی ها هم دوست هستم!
    و قطعآ با این اوصاف اشعاره این دوستان رو میخونم.
     
  14. sparrow

    sparrow مدیر تالار شعر و ترانه تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏12/8/09
    ارسال ها:
    306
    تشکر شده:
    969
    محل سکونت:
    شیراز
    ممنون جناب inferno
    (اسپارو، را به دلیل ارادتی که خدمت عزیزان گنجشک داشتم انتخاب کردم نه به یاد مرحوم جک گنجشکه (آخر داستان خورده شد نه؟))

    نقد دقیقی بود. سعی می کنم نکاتی را که ذکر کردید، رعایت کنم.
    در مورد اشتباه تایپی هم حق با شماست (خویش) صحیح است. فقط اینکه چرا آدم بی نوا نمی تواند تور ببافد هنوز برایم مبهم است.
    به نظر من انسان میتواند بی نوا باشد و در عین حال زیرک باشد و بلند پروازی کند.

    بازهم از شما تشکر می کنم که وقت گذاشتید و هرآنچه فرمودید به یاد خواهم سپرد.
     
  15. sparrow

    sparrow مدیر تالار شعر و ترانه تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏12/8/09
    ارسال ها:
    306
    تشکر شده:
    969
    محل سکونت:
    شیراز
    درود خدمت mr_mim2009 عزیز
    کار شما بدیع بود اما بی نقص نبود. حق با جناب inferno است. شعر شما، ایرادات وزنی محسوسی دارد و هر نکته ای که اشاره کردند صحیح بود. بنابراین من از ایشان تقاضا کردم نقدی نیز بر کار من بنویسند تا بیشتر با نقاط قوت و ضعف کار آشنا شوم و ایشان در کمال بزرگواری پذیرفتند.
    در ضمن مطالبی که درمورد شعر من نوشته بودید نیاز به اندکی توضیح دارد. تقاضا دارم هنگامی که به ایرادات یک اثر، اشاره می کنید، دقیقا از بیت یا مصرع مذکور، یاد کنید تا به جای ایراد گرفتن صرف، در جهت پیشرفت حرکت کنیم.
    پیروز باشید.
     
  16. mr_mim2009

    mr_mim2009 Member عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏5/10/09
    ارسال ها:
    110
    تشکر شده:
    5
    محل سکونت:
    تهران
    اسپارو جان ، من یادم نمیاد در مورد شعر شما مطلبی گفته باشم ، چه برسه به مطالب!!!
    اما اگر اصرار دارید که ایرادات کارتونو بگم علاوه بر روان نبودنه شعر از نظر من که خیلی مهمه ( نظر شخصی من! ) ابیات یا قافیه ندارند یا اگر دارند دم دستی هستند! ( البته به غیر از بیت اول که قوفیه ی کاره خودم بود! )

    چون پسر با مدرکی فارغ شود
    ابتدا مجنون و پس عاشق شود


    یکی از اصول قافیه یکی بودنه دو حرفه آخره کلماته! که اینجا رغ با شق اومده که یعنی قافیه نیست! موارد زیر هم همین مشکل رو دارن:

    درس و دانشگاه آزاد و سپس
    در خیابان راه افتد چون مگس

    دست در همیان بابا می کند
    یا هوس، بنز و تویوتا می کند


    همچو (باربی) دلنواز و مایه دار
    یک پدر زن خواهد او سرمایه دار


    ( در بالا مایه دار ردیف محسوب میشه! )

    چون به رؤیا بگذرد روز و شبش
    فکر کار و بار، نآید در سرش




    امیدوارم کافی باشه براتون!!!



     
    Last edited by a moderator: ‏17/3/11
  17. Omid-Mohebbi

    Omid-Mohebbi مدیر کل تیم مدیریت

    تاریخ عضویت:
    ‏29/5/09
    ارسال ها:
    7,987
    تشکر شده:
    5,276
    محل سکونت:
    بندرعباس
    خوشحالم که بعد از باز گشایی تالار ترانه این همه استقبال شده ازش.
    امیدوارم هر نوع انتقاد و نقدی در کمال صداقت و بدور از حاشیه و نیش و کنایه باشه.
    موفق باشید.
     
  18. sparrow

    sparrow مدیر تالار شعر و ترانه تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏12/8/09
    ارسال ها:
    306
    تشکر شده:
    969
    محل سکونت:
    شیراز
    این نوشته یا در واقع توصیۀ شماست!

    این دقیقا همان چیزیست که من می خواستم(نقد دقیق، با اشاره به مشکلات موجود)! سپاس.
    در مورد قافیه، به این شعر از حافظ بسنده می کنم:
    مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم / هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

    اگر کفایت نمی کند، به نمونه ای از مثنوی معنوی اشاره می کنم که بدون ردیف است:
    چار کس را داد مردی یک درم / آن یکی گفت این به انگوری دهم

    یکی بودن دو حرف آخر، در قافیه الزامی ندارد!!
     
    Last edited by a moderator: ‏16/3/11
  19. reza kazemzadeh

    reza kazemzadeh Active Member عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏18/1/11
    ارسال ها:
    232
    تشکر شده:
    39
    محل سکونت:
    تهران
    سلام ضمن تبریک برای اشعر زیبا و قشنگتون جالب بود:smile (71):
    دوست عزیز sparrow در مورد قافیه گفتن،من فقط برای تکمیلش میگم:
    تعریف قافیه:واژه هایس است که حرف یا حروف قافیه در آخر آنها مشترک باشد.
    چون به رؤیا بگذرد روز و شبش
    فکر کار و بار، نآید در سرش
    حرف َ و ش قافیه هستن
    دو کلمه ی مایه دار و سرمایه دار کلمات مرکب هستد و هر کدوم یک معنی می دهند
    یعنی مایه دار یک کلمه است
    و سرمایه دار یک کلمه دیگر و از هم جدا نیستند مثل مایه - دار یا سر - مایه - دار
    اینها روی هم یک کلمه حساب میشند.
    پیروز باشید:smile (70):


     
    Last edited by a moderator: ‏17/3/11
  20. reza kazemzadeh

    reza kazemzadeh Active Member عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏18/1/11
    ارسال ها:
    232
    تشکر شده:
    39
    محل سکونت:
    تهران
    من یک نکته یادم رفت که اینجا تصحیحش می کنم
    چون پسر با مدرکی فارغ شود
    ابتدا مجنون و پس عاشق شود
    قافیه تو این بیت اشتباه
    به قول معروف قافیه هم جنبه بصری داره و هم سمعی
    مثلا شما نمی تونید دو کلمه ی قصا و غذا رو به هم قافیه کنید
    پیروز باشید:smile (46):
     
    Last edited by a moderator: ‏17/3/11
  21. soheilspeedart

    soheilspeedart عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏20/12/10
    ارسال ها:
    28
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    مشهد
    بازم طبق معمول بگم که توی شعر و موسیقی تخصص ندارم، ولی خوب چون حرف از روان بودن شعر شد، فقط خواستم بگم شعر آقای هاشمی رو نتونستم روان بخونم! حالا یا من خیلی بی سوادم (که قطعا همین طور هم هست) و یا شعر ایشون خیلی سخته، اما شعری که واسه جوابیه ایشون نوشته شده بود خیلی ساده تر و روان تر خونده می شه، ضمن اینکه به وزن و قافیه اشاره کردن، حالا به قافیه که کار ندارم ولی حداقل شعر آقای هاشمی مرتب اون آهنگ و ریتمش (نه معنای علمی اصطلاح) بهم می خورد و شاید خواننده ی عامی مثل من حس می کرد یا غلط تایپی داره، یا این بیت چیزی ازش حذف شده، ولی شعر جوابیه، خیلی آهنگ منظمی داشت، این ممکنه باعث بشه خواننده ای مثل من، شعر آقای هاشمی رو تا آخر نخونه، ولی شعر جوابیه یه جورایی خواننده رو خود به خود هل می ده واسه خوندن ادامه ی شعر.


    در مورد خود محتوا و کلمه هاش هم باز یه دیدگاه عامی بدم!!! برعکس نظرم در موارد بالا، فکر می کنم شعر آقای هاشمی (دو تا شعر از ایشون خوندم) ضمن اینکه شاید به یه موضوع ناگوار اشاره می کنن ولی در عین حال کلماتی که استفاده می کنن کاملا محترمانه س و یه جورایی در کمال آرامش (از نظر روحی) کلمات انتخاب شده (این تصویریه که موقع خوندن شعر توی ذهنم اومد)

    اما توی شعر جوابیه، آدم حس می کنه یه جور حالت حمله هست! یه جورایی حالت انتقام داره، مثلا همین قضیه ی تور بافتن، کلمه ی مگس، اشاره به دانشگاه آزاد (واسه اینکه بگن طرف بی سواده)، اون بیتی که اصرار داره به زشت رویی، و آخرشم «ته دره» :smile (81): یه جوریه، بیشتر حالت شاعر رو توی ذهن میاره (البته ببخشید ها منظوری ندارم ولی شعر رو توی چت به دو تا از دوستام دادن، هر دو اولین چیزی که گفتن، این بود که شاعر چقدر عصبانی بوده!) (البته هر سه نفر ما پسر بودیم، شاید این حس ما به این خاطر باشه)


    به هر حال در کل، شعر جوابیه (ببخشید هی می گم جوابیه، اسم کاربریشون سخته)، قشنگ تر بود، یعنی به نظرم اگه توی یه جمع عادی باشه، اکثرا ترجیح می دن شعر جوابیه رو تا آخر بخونن! یا مثلا اگه شعر ایشون طولانی تر هم بود، بازم خواننده ادامه می داد واسه خوندنش


    بازم عذر می خوام اگه نظراتم یه جوریه، گفتم که فقط از نظر یه خواننده نظر دادم
     

این صفحه را به اشتراک بگذارید

عبارت های جستجو شده

  1. طنز بی شوهری

 

تنظیم میکس و مسترینگ